چيزها بخلاف عرض مىكند كه فلان كار كرده او را بكشتن ميدهد و از روزى كه او وزير شده تا حال قريب به دويست سيصد كس از سران اينطائفه را به جهت استقلال خود از پا درآورده و بىسر كرده . و چون ظهر شد برخاسته به خوردن مطبوخى كه به جهت او سرانجام كردهاند رفته در انجا جوانى از وزيرزادگان خود را كه از طفوليت بزرگ و در پيش خويش پرورش داده او را « باولك « 1 » » گويند نشانيده آنچه مىآورند از ماكول و مشروب اول اندكى از راه احتياط به او خورانيده آنچه مىآورند بعد از آن خود ميل مينمايد و تا عصر در انجا مانده باز به طرف عصر برآمده تا نه ساعت از شب باز وزير ايرانى يا فرنگى را طلبيده بصحبت ميگذراند و شب نيز كم چيزى مىخورد و به اعتقاد خود طريق سلوك مسلوك ميدارد .
طريق نسق مردم سيام
. چون سياست متعارفه انولايت خالى از غرابتى نيست بعرض مىرساند و آن چنانست كه چون احدى به شاه ظاهر شد كه خلاف عرض كرده هر دو لب او را به يكديگر با خيزران ميدوزند و تا چند ساعت [ يا ] روز كه شاه حكم كند ميگذارند .
و منالحكايات آنكه در به دو سلطنت اين پادشاه چند سيام كه بحيدرآباد رفته مراجعت كرده بودند شاه از ايشان تحقيق احوالات انجا ميكرده ميپرسد كه پادشاه انجا را چند لشكرسوار هست آن بيچارهها بعرض ميرسانند كه شايد بيست هزار سوار حاضر داشته باشد .
پادشاه هيچ نديده تعجب از اينمقال كرده چون از تنگى حوصله در ميدان متخيلهاش تصور عسكر اينمقال گنجا « 2 » و جاى تصديق نداشته بود حمل بر كذب ايشان نموده هر دو لب ناقل را ميفرمايد برهم ميدوزند .
و ديگر صاف كردنست چون احدى جرمى كرد مقرر ميدارند كه سرش صاف كنند و طريق آن چنانست كه مجرم را نشانيده سرش را برهنه كنند و شمشير برهنه را به حدى كه بفرمايند
هامش
( 1 ) - در متن « پالك » آمده است كه به « باولك »( Bao - Lek )بمعنى « مستخدم جزء » تصحيح گرديد .
در زمان حاضر در تايلند ماموريت چشيدن و مهر و موم كردن غذاى مخصوص شاه بر عهده « مهارت لك » مىباشد .
( 2 ) - در متن خطى « گنجائى » آمده است كه به گنجا تصحيح گرديد .