عبارت از نقد ناروائى ايمانست مكرر در پيش باد صبا به جهت قوت لايموت به صيغه بيع و شراء ملزم شرعى داده و ديگريرا بخطاب « اكپرا « 1 » » اعتماد خانى سرافراز ساخته و آوازه نقاره بىخبرى و نفير عريانيش غلغله در فلك اطلس انداخته و پرچم علم مكتب شيمش نشان از قحط و غلا داده و سپاه و بال و ادبارش از پس و پيش به استقبال و همراهيش افتاده و به جاگيرى « 2 » قوت ضعف از ناتوانى صاحب صوبه و سير « 3 » را خانه سامان خويش نموده رايت قريش بدين توزك در ميدان نكال برافراشته و از حماقت و خرى پشت هوس به گاو تكيه « 4 » هوائى داده مسند تمكين وجودش را باد فنا برداشته و خدمت يراقدارى از چپ و راست به محصل غرماء « 5 » عنايت نموده و بنوازش ايشان پشتدرپشت خود را ممتاز كرده با اين بزرگى همه روز بدربار سراسر ادبار رفته بشرف فو رسيده و شاه بنوازشات لفظى چون سلطنت بىمعنى خويش ايشانرا نواخته طريق نوازش كه مبتدائيست بىخبر آنكه چون به حضور رفتند و مراتب سجده و خوابيدن به عمل آمد شاه ميفرمايد « اكپرا » فلان يا « اكيا » به همان در جواب بايد مراتب تسليم و تعظيم بجا آورده دعا و ثنا نمايد و چون بعضى از زبان سيامى عاجزند به زبان خود ميگويند كه « صاحب و ملاذمن خدا عمر و دولتت را زياد كند » و او بنابر معاشرت بسيار بعضى حرفها را ميفهمد و اگر نه ديلماجان حاضراند و بعد از تحقيق ميگويند كه چه گفت . چون اينرا ميشنود متبسم مىشود و همچنين
هامش
( 1 ) - در متن اصلى اپرا نوشته شده كه به « اكپرا » تصحيح گرديد .
( 2 ) - جاگير در اصطلاح ادارى هندوستان بمعنى اقطاع است . ( آنندراج )
( 3 ) - صوبه - استان در تقسيم كشورى . بگفته « آئين اكبرى » متصرفات اكبر در هندوستان به 15 صوبه تقسيم ميگرديد و در رأس هر صوبه يك صوبهدار ( استاندار ) قرار داشت . در متن صير نوشته شده كه به سير( Sir )تصحيح گرديد . در هندوستانى حاصلخيزترين اراضى زراعى را كه بطور موروثى خود مالكين كشت و زرع ميكنند سير مىنامند .
( 4 ) - گاو تكيه : بالش كلانى كه شخصى نشسته بدان تكيه مىكند . ( فرهنگ ناظم الاطباء )
( 5 ) - جمع غريم بمعنى بدهكارى كه قادر به پرداخت وام خود نباشد .