آنگاه هر دو بيهوش گشته بعد از ساعتى آن زنى را كه يار شيطانست از آن حالتى كه سابق داشت تغيير يافته و ديگر حرفى از خود نميتواند زد و آن دختر به آن حال متصف مىشود كه آن زن داشت و بدستور او پاره خبرها ميدهد و نهايت صدق اينمقدمه كماكان بر اين حقير ظاهر نگرديد . العلم عند اللّه .
و ديگر احوال عيش و رقص مردم جاوه « 1 » و مكاثر « 2 » است كه ملك ايشان سواء و پادشاهان عليحده دارد و شافعى مذهباند و بعضى از مملكت ايشان نزديك شهر سيام است هركه از آنها آمده در اين ولايت ساكن شده برويه خود آداب ميگذرانند چنانچه هر طائفه درين شهر آمده محله و جاى عليحده ساخته متوطن شدهاند و بمذهب و كيش خود ميباشند و دستور عيش ايشان چنانست كه زن و مرد ايشان بىيراق و حربه نيستند و هميشه بر روى لنگى كه ساتر عورت ايشانست خنجرى زده ميگردند و بىآن حربه بجامه خواب نميروند و چون مجمعى شده خواه زن و خواه مرد بطريق خاصى ساز نواخته دو خنجر كه باصطلاح آنجا كريس « 3 » گويند و تيغش به وضع مارپيچ ساخته در ساختن آن نهايت صنعت كرده در نهايت خوبى ميسازند و به زهر آب ميدهند و بعضى را چون در آن ولايات علم منتر و افسون و دم شيوع عظيم دارد چنان افسون ميكنند كه اگر آن حربه را به صاحب خنجر احدى ديگر زند كارگر نمىافتد و چنان افسون ميكنند كه تا آن خنجر به صاحبش باشد دزد و خصم بر او غالب نمىآيد و اگر با ديگرى باشد به مصيبت و بلائى گرفتار مىشود . آن خنجر را در دست گرفته بر يكديگر در حين رقص در نهايت چسبانى حواله كرده چرخ ميزنند چنان تند بازى ميكنند كه هركه بيند اول دفعه اعتقادش چنانست كه بر يكديگر زخم ميزنند و در اوان توقف اين بندگان از شجاعت و واقعه كه در آنجا بر سر ايشان آمده ملاحظه شده بعرض آن مىپردازد .
و تفصيل آن آنكه از آن طائفه شاهزادهاى با جمعى از رعايا مدتهاست
هامش
( 1 ) - در اصل جاوى نوشته شده كه به جاوه تصحيح گرديد .
( 2 ) - درباره مكاثر ر ك به تعليقات شماره 65
( 3 ) - در متن كريح آمده است كه به كريس تصحيح گرديد . كريسKris( اقتباس از لغت جاوى ) در زبان ملايو نوعى خنجر را گويند كه تيغه آن معوج و كنگرهدار است .