كه زودتر ميرسد اسم آنشخص را نوشته بعرض ميرسانند و منشاء و مجرى او مىشود كه فلان سبقت گرفت و ناوى « 1 » پادشاه قريب بيكصد ناو هست كه پنجاه و شصت و هفتاد نفر عمله دارد كه ناو را بضرب پارو ميدوانند و بنابر سماجت مردم ايران چون نسبت بزنان نهايت بىشرمى ميكردهاند حال قدغن كرده آن عيش دلگشا را موقوف داشتهاند « 2 » .
و از جمله عيش مردم مشهور به عياشى « 3 » كه از جمله سكنهء آن ولايتند و عنقريب بتوفيق اللّه تفصيل احوالات ايشان مذكور خواهد شد كه همه شيطانپرستند و آن عيش چنانست كه در بعضى اوقات بتخانه را مجمع كرده بطريق خاصى خوكى را كشته تكلفات كرده جمعى را ميطلبند و زنى كه ادعا مىكند كه شيطان با من رابطه دارد و در جوف شكم من مىباشد برخاسته رقصها مىكند و چرخ مىزند و بيهوش شده خبر از احوالات مستقبله به جهت هركه ميخواهد ميدهد « 4 » و برخى اوقات ميگويد كه آن شيطان فلان دختر را خواسته و از پيش من ميخواهد نزد او رود و در آن مجمع دختر را طلبيده هر دو برخاسته پاره [ اى ] رقصها كنند .
هامش
( 1 ) - منظور ناوگان سلطنتى است .
( 2 ) - احتمالا توصيف جشن « تهت كاتهين »( Thot kathin )و يا عيد پايان صوم بودائى است كه هنوز در تايلند برگزار مىشود در اين روز به روحانيون لباسهاى نارنجىرنگ مذهبى هديه ميكنند و شاه و خاندان سلطنتى از معابد ديدن مىنمايند و به همين مناسبت نيز مسابقات قايقرانى ترتيب داده مىشود و گروهى با گروه ديگر به حساب شاه يا معابد و يا محله بخصوصى به جنگ تنبهتن مىپردازند بدين معنى كه هريك با چوبى بلند يا پاروئى كه در دست دارد سعى مىكند كه رقيب خود را در آب بياندازد و برنده شود .
( 3 ) - كذا فى الاصل ولى در جاى ديگر عباسى نوشته است . ر ك به تعليقات شماره 97
( 4 ) - سيامىها علاقه زيادى به دانستن آينده خود دارند و براى اين كار به طريق مختلف متشبث ميگردند منجمله فالگوش ايستادن نزد آنها بسيار معمول است . تاشارد در اينباره مينويسد « در نزديكى لو غارى است كه ابتدا مردم به آنجا رفته و رب النوع آن را ستايش ميكنند سپس فالگوش مىايستند و اولين سخنانى را كه مىشنوند پاسخ به سوالات خود ميدانند . . .
وقتى كه سفراى آن كشور به فرانسه عزيمت كردند و در راه غرق شدند قبل از اينكه اين خبر به سيام برسد زنهايشان فالگوش ايستاده بودند و شنيده بودند كه زنى به مستخدم خود ميگفت « در را بهبند آنها ديگر برنميگردند » . . . . از اينرو زنها يقين حاصل كرده بودند كه شوهرانشان هلاك خواهند شد . . . . اين پيشگوئى به حقيقت پيوست . ( كتاب ياد شده - ص 186 )