تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
پانزده هزار [ ؟ ] ميدهند كه تا مدتى كه خواهند يكروز يا ده سال نگاهداشته پس از تحصيل مرام وجه را تمام و كمال با آنكه مبلغ را تمام پيش گرفته‌اند پس گرفته مرتهن را از بند خلاص كنند و اگرچه صاحب چند فرزند باشد كه در آن مضائقه نيست و بنابر انكه لازمهء ذات حيوانات وحشت است ايشان با انسان انس نگرفته پرواى فرزند ندارند و مردان نيز خود را مرهون ميسازند و در تمام اوقات مانند غلام بخدمات مرتهن اشتغال ميدارند بعد از اداء وجه بلاقصور خود را مستخلص ميسازند « 1 » و الا در قيد عبوديت آنشخص ميباشند تا آنكه مالك حقيقى نقد حياتش را از رهن جنس روزى برآورده با اين مراتب باز از شغل ذمه درنيامده بايد از عوض اولاد او خدمت كنند يا وجه را مهمسازى نموده خلاص گردند و از آن وجه سود او معامله كرده از نفع آن مدار ميكنند . غرض از تحرير اين حكايات آنكه اهل ضلال در بيداى جهالت گرفتارند و مخالفان در ربع مسكون بسيارند چنانچه از لذات آخرت محرومند در دنيا در تنگى و ضيق معيشت مدار ميگذرانند و صاحبان دين و خداوندان صاحب مكنت و يقين كه پيوسته در بستر فراغت تحصيل دنيا و آخرت ميكنند چون بر اين مراتب واقف شوند در ازدياد شكرگذارى الطاف و مرحمت خالق يزدان كوشند .

و از جمله اعياش ايشان

كه خالى از غرابت نيست اينكه عقلا و دانشمندان آنقوم ادعا كرده‌اند كه در يك سالى يكروزى بمقتضاى حركات افلاك و ثوابت و سيار طالع پادشاه و سكنه اين ديار در و بال و زبونى است و قبل از آنكه آسيبى رسند بايد خود رفع آن نمود و تدبير چنان كرده‌اند كه مانند مير نوروزى « 2 » شخصى را در
هامش
( 1 ) - سياح ايطاليائى نيكولو كنتى مىنويسد كه نزد مردم جنوب شرقى آسيا « تعداد زيادى برده وجود دارد و وام‌گيرنده‌ايكه نمىتواند قرض خود را بپردازد در همه‌جا به حكم قانون عنوان ملك وام‌دهنده در اختيار وى قرار ميگيرد » . ( ر ك : ص 36Braccioliniكتاب نامبرده ) ( 2 ) - درباره « ميرميران » يا « مير نوروزى » به مقاله قزوينى در مجله يادگار ( شماره 103 سال 1323 شمسى ) و مقاله ايوبيان در نشريه دانشكده ادبيات تبريز ( شماره 1 سال 14 ) رجوع نمائيد . همچنين درباره « امير بهارى » ر ك به : ص 40De Morgan ; mission scientifique en Perse , 1890 .ظاهرا در گذشته مدت امارت ميرنوروزى پنج روز طول ميكشيده است چه حافظ مىگويد :سخن در پرده ميگويم چو گل از غنچه بيرون آى * كه بيش از پنج روزى نيست حكم مير نوروزى
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 128 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى