كرده روى آنها را نيز از چوب و نى پوشيده و همه آن دعائم را بكاغذهاى الوان گرفته يراق آتشبازى بسيار حاضر ساخته و ميت را از خانه به همان هيئت كه در آنطرف ميگذارند از خانه برآورده بر بالاى كنمى گذاشته و ريسمانى بر گردن ميت بسته اولاد او را نيز در كنمها ذكورا و اناثا بىپرده و حفاظى سوار كرده و سر آن رشته را بر گردن اولاد على قدر مراتبهم بسته متعاقب چنانچه رسم جهان عاريست بسته روان ساخته روئيان بعضى بر كنمها سوار و بعضى پياده از عقب آنها كتب خود را گشوده مطالعه كرده مىروند و بر خلاف ايام سابق سر كرده و زن و مرد همه سر خود را ميتراشند و در وقت فوت پادشاه تمام آن طائفه بدينمنوال سر مىكند تا به آن بتخانه ميرسند و چون بميعاد رسيدند تختى در فضاى آن بتخانه بسته ميت را در آنجا گذاشته چند شبانهروز در آنجا ميمانند و شبها آتش افروخته و آتشبازى كرده و ساز و چنگ نواخته و به روئيان خيرات ميدهند و دستور قاعده آنست كه اقوام و خويشان نيز به صاحب ماتم مدد و همراهى كرده هريك از آنچه مقدور شود هر روز بفرستد « 1 » و بعد از چند روز توقف در بتخانه روز ميعاد در ميان آن چهار ستون آتش افروخته آن كنم و صناديق و گلها و ميت را با ظرف در آتش سوخته در آن حين همه روئيان و اقوام و خويشان ميت نشسته ملاحظه كتب خود ميكنند و از بوى عفونت دماغ نفس نجس خود را معطر ميسازند و بعد از فراغ اولاد ميت به خدمت روئيان آمده سجده نموده روئيان سرسلامتى به اين مضمون كه :
نظم
بيادگار بمانى كه بوى او دارى
داده بعد از سوختن خاكستر آن را بباد و آب و هوا داده در آن ظروف شكل و هيائى از
هامش
( 1 ) - تاشارد مىنويسد كه « علماى آنها بايشان تعليم ميدهند كه هرچه در مراسم تشييع جنازه بيشتر خرج كنند روح متوفى در جسم والاترى مثلا متعلق به يك شاهزاده و يا به يك حيوان شريفترى حلول خواهد كرد از اينرو سيامىها خود را خانه خراب مىكنند تا تشييع جنازه [ و ختم ] مفصلى بر پا سازند » . ( تاشارد . كتاب نامبرده ص 228 )