او ساخته در آن بتخانه ميگذارند و دليل ايشان در باب سوختن خود اينكه آدمى مخلوق از عناصر اربع است و بعد از فوت بر همگان احقاق حق هريك كردن واجبست چون آتش به غير حصه خود نميسوزد و امين است به اين سبب اول آتش را ممتاز ساختهايم و نقله اخبار در كتب خود چنان ايراد كردهاند كه چون يكى از اولاد خزر بن يافث « 1 » بن نوح وفات يافت و تا چند يوم نميدانست كه با جسد او چه كند آخر الامر و بنابر آنكه يافث با بعضى از متعلقان در دريا غرق شده بود آتش كه ضد آبست برافروخته به احضار قوم خود فرمان داد و طنبور و ساير الات لهو مهيا ساخته سرودگويان جسد او را به آتش بسوخت و تا غايت اين رسم مذموم در ميان بعضى طوائف باقيست و عجبتر آنكه چون شبيه ميت را ساختند و در پيش اصنام گذاشتند آن هيئت را نيز بنوعى كه بتان را سجده ميكنند او را نيز عبادت و سجده ميكنند « 2 » .
چون رسمى است قديم كه هركه در عيش باشد در ماتم نيز آيد لهذا اگر شرحى از اعياش ماتمافزاى ايشانرا بمعرض عرض رساند ميتواند بود .
تفصيل عيش ايشان
چنانست كه ايشانرا در سور و عيش دستورى نيست و عقد و نكاح و حلال و حرامى نميباشد و از جمله چيزى كه فيما بين اينطايفه شقيه بر خلاف جمعى از طوائف هنود كه تا هفت پشت بيگانه نباشد دختران
هامش
( 1 ) - در نسخه اصلى « خرد » آمده است كه به خزر تصحيح گرديد . ياقوت مينويسد :
خزر « اقليمى است كه در آن قصبه اتل و همچنين رود اتل واقعشده » و بنام خزر بن يافث بن نوح موسوم گرديده است . ( معجم البلدان - كتاب ياد شده لغت خزر )
( 2 ) - عامه مردم در سيام بر اين عقيدهاند كه موجود زنده از سه عنصر : « جسم »( Kai )« روح آزاد »( Khwan )و « روان »( Winyan )تركيب يافته است . « روح آزاد » ميتواند جسم را ترك كرده و آزادانه بهر كجا كه بخواهد رفت و آمد كند . اين روح آزاد ممكنست مجروح و يا منهدم گردد در اين صورت صاحب آن بيمار و يا وفات مييابد .
پس از مرگ « روح آزاد » ميتواند به شكل شبح( Pi )به زمين برگردد و موجب آزار زندهها بشود و يا در جسم شخصى حلول كرده و به زبان او وقايع را پيشگوئى نمايد و به سوالات پاسخ دهد .
همچنين روح آزاد مىتواند از اشخاص حمايت نمايد . مثلا حامى خاندان چكرى ( سلسله فعلى سلاطين تايلند ) روح « شاهزاده سرخ » يكى از اجداد افسانهاى آنها مىباشد .