تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
را خواستگارى نميكنند شيوع دارد عقد محرماتست مانند تزويج و الدصبيه را و همشيره و همشيره‌زاده را و هيچيك اينقدر اصرار ندارند كه پادشاهان انجا چنانچه اعتقاد ايشان آنست كه بر ما واجب عينى است « 1 » و ديگرى كفو « 2 » ما نيست و اين پادشاه كه اعقل اين طائفه است از همشيره خود صبيه دارد كه حال به جهت برادر خود نشان كرده « 3 » و طريق چنانست كه چون زنى [ را ] خواستگارى ميكنند خرج لباسى با جمعيتى و خانه عليحده و فرشى و نقدى و جنسى و زرايين « 4 » در كار نيست بلكه بعد از گفتگو و رضاى والدين زفاف مجدد رو ميدهد و اگر ايشان راضى نباشند چون دختر و مرد با يكديگر ساخته‌اند قاعده چنانست كه دختر روزى يا شبى وعدهء درست كرده آنمرد نيز مستعد دست به يراق بدرخانه دختر رفته دست او را گرفته به طرف خانه خود مىآورد و آن دختر به جهت اينكه حلال شود فرياد و فغان‌كنان ميرود بايد والده و اقوام او تعاقب كرده اگر برسند شروع بجنگ و نزاع كرده دختر را از دست او بگيرند و الا بعد از آنكه بخانهء خود برده رفع پاى قائلهء نزاع شده ديگر جاى دخل ديگرى نميماند « 5 » و جهاز دختران آنجا همين عريانى و سروساز ايشان بىسامانيست و بدرستى صورت اكتفا كرده دست از معنى باز داشته‌اند و هيچكس بفكر اينكه به كفو خود پيوند كنند نيستند بلكه از هر مذهب و طائفه كه باشد مضائقه [ ندارند ] . و از جمله چيزهاى معموله رهن است خواه مرد و خواه زن هركس باشد و مبلغى گرفته خود و دختران و فرزندان خود را مرهون ميكنند و دختر مقبولى را بده
هامش
( 1 ) - ر ك به تعليقات شماره 63 ( 2 ) - كفو بمعنى مرتبه - درخور - شايسته . ( 3 ) - « نشان كردن » در اينجا مترادف « نشان نهادن » بمعنى نامزد كردن به كار رفته است . ر ك : فرهنگ نفيسى ( نشان نهادن ) ( 4 ) - كذا فى الاصل . ظاهرا به منظور « طلا آلات » مىباشد . ( 5 ) - ازدواج بوسيله تسخير كه يادگار دورانهاى تمدن اوليه بشرى است نزد اغلب ملل رواج داشته و در زمان تاليف سفينه در سيام نيز معمول بوده ولى امروز كاملا از بين رفته است . در جامعه فعلى تايلند ازدواج امرى بسيار آسان مىباشد و كافيست كه زوجى با همديگر زندگى كنند تا زن و شوهر محسوب شوند .
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 127 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى