تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
كه در آنولايت حمامى نيست مرد و زن هر روز دو مرتبه بكنار اين نهر آمده بدنرا ميشويند و هرگز در مدت عمر سر به زير آب نميبرند و آن كار را گناه عظيم ميدانند « 1 » . پس از تحرير دستور دعوى اگر طريق ماتم و عيش ايشانرا نويسد بجاست و چون سرود ايشان در ماتم و ماتم ايشان در عيش است چنانچه تقديم ما هو حقه التاخير نمايد رواست .

طور ماتم ايشان

چنانست كه چون يكى سقط شود آنمرده را به قدر وسع و قدرت در خانه نگاهداشته به جائى راست مىنشانند مانند كسى كه بر سرپا نشسته و دو كف دست او را به يكديگر بسته و سر آن را بر پيشانى او گذاشته بريسمانى محكم مىبندند و اگر از والىزادگان و بزرگانست ظرفى از طلا و الا از نقره يا ديگر فلزات ساخته ميت را در ميان آن ظرف نشانيده در خانه نگاهداشته هر روز مردم جمع شده و روئيان از همه بتخانه [ ها ] آمده در مكان مسقط نشسته پاره مواعظ و نصايح كرده بعد از فراغ بهر يك پارهء از برنج و ميوه و پارچه كرباس زرد كرده داده روانه ميسازند و فرياد و فغان و گريه و اضطرابى ندارند در نهايت خوشدلى و خرمى ميباشند و ساز و چنگ آورده مينوازند و همه روزه بدينمنوال به قدر احوال خيرات ميكنند تا آنقدر كه مقدور مىشود و به زودى ميت را برنميدارند سبب اينكه آن را باعث خفت و سرزنش و ناتوانى خويش ميدانند « 2 » چون مدت كه از بعضى يكسال و از بعضى ششماه و يك ماه و ده روز و پنج روز مانند اين گذشت اسباب سوختن آن‌كه مشتمل بر صندوقها و چوب نقاشى و گلهاء كاغذى و تختهاء ملمع در فضاى بتخانه منسوب به آن طائفه است برده و در فضاى آن بتخانه چهارستون در نهايت رفعت نصب
هامش
( 1 ) - نيكولو كنتى نوعى ديگر سوگند « بوسيله روغن گداخته » را بشرح زير توصيف مىكند . « ظرفى در برابر بت قرار ميدهند كه پر از روغن جوشان است كسى كه قسم مىخورد كه از اتهاماتى كه به او نسبت داده مىشود بىگناه است دو انگشت خود را در روغن فرو ميبرد . بلافاصله انگشتان را در كتانى مىپيچند و مهرى بر روى آن ميزنند تا مانع برداشتن آن گردند . روز سوم پارچه را باز مىكنند اگر اثر زخم در روى انگشت‌ها مشاهده شد متهم را تنبيه مىكنند ولى اگر زخمى وجود نداشته باشد او را آزاد ميسازند » . ( كتاب ياد شده . ص 37 ) ظاهرا اين نوع قسم خوردن در جنوب ايران نيز مرسوم بوده است چه عباسنامه مىنويسد كه حاكم بندر عباسى عده‌اى از تجار هندو را مجبور ساخته بود كه با فرو بردن دست در روغن گداخته قسم بخورند » ( عباسنامه . كتاب ياد شده . ص 305 ) ( 2 ) - ر ك به تعليقات شماره 62