بستهاند و روئيان در آن جمع شده هركس از سكنه انولايت به قدر ظرفها از نى و چوب ساخته و گلبريها از كاغذ كرده آنچه مقدورش مىشود از برنج و ميوه و كرباس زرد كرده كه پوشش روئيانست با دهل و سرنا به آن بتخانه به جهت روئيان آورده زن و مرد بدون لباس و پرده به آن بتخانه آمده در ميان يكديگر نشسته يكى از روئيان كه به حد قابليت رسيده و كما هو مزخرفات را فراگرفته بر بالاى تختى مانند تخت شاه رفته و در برابر بتان شروع به گفتن پوچ و اباطيل كرده ايشان در برابر او نشسته دو دست را بر يكديگر منضم و متصل كرده فيما بين انگشتانرا منفصل نموده و سر انگشتان ابهام را بمحاذات سرهاى خود آورده استماع موعظه ايشان نموده چون به اسم يكى از اهرمنان رسند دستها را چنانچه رسم تعظيم است بر سر گذاشته مىباشند و چون قدرى خدام واعظ بگفتگو اشتغال نمود از خورده سير نشده نفسگير شد شروع به خوردن پان و اشاره كرده به جهت تفنن حضار مجلس جمعى سازنده « 1 » كه در آن روز بخيرشان درين بتخانه آورده جمع شدهاند به جهت ثواب شروع به ساز و چنگ خطائى اما بقانون و اصولى كه خارج از مقامات داير است مىكنند و باز بعد از تمسخر « 2 » بلبان « 3 » پوچگوئى را كوك و باد در او كرده شروع بموعظه ميكنند تا شب و در آن شب نيز فانوس بسيار روشن كرده و از يكطرف روئيان نشستهاند چون اذعان بحماقت او كرده او را اسمى و خطابى و مرتبه ميدهند در آن شبانهروز در آن كار مشغول است و اين پادشاه دستورى قرار داده كه چون مملكت او اينقدر وسعت ندارد و جمع كثيرى دست از كار كشيده بنابر آنكه هركه روئى شود از رعيتى معافست و رعيتى نكرده به بتخانها رفته ساكن شده بود مقرر كرده كه هركه به بتخانه رود بايد تا چند سال تحصيل كند و از رعيتى معاف باشد و اگر تحصيل جهالت كند فبها و الا اگر منظورش آسايش و تنپروريست او را به حال نگذاشته بجبر آورده برعيتى بازداشته اسم او را
هامش
( 1 ) - به معنى ساززن و نوازنده .
( 2 ) - كذا فى الاصل . ظاهرا به معنى « كارهاى مضحك انجام دادن » به كار رفته است .
( 3 ) - نوعى ساز كه با لب نوازند . به هندى آن را سهچنگ مىگويند ( فرهنگ آنندراج )