پروردگار برگشتهء خود ميدانند او را بخطاب برادرى آفتاب روشنضمير ميدارند و حق اينست كه هيچيك از اين جماعت قائل بقا در قديم و صانع بصير نبوده قائل بقدم دهرند و ميگويند آدميان همچون گياهانند ميرويند و ميميرند و بعد از چندين هزار سال كه ميگذرد دو كس احداث مىشود يكى مذكر و يكى مؤنث و ابتداء دور ديگر مىشود و قيامت عبارت از آنست و فى الواقع همه شيطانپرستند چون يكى از ايشان فوت شده شبيه او را ساخته در پيش اصنام خود گذاشته او را نيز عبادت ميكنند و علماى اين طائفه را به زبان خود روئى « 1 » ميگويند يعنى عباد و طريق زيست ايشان چنانست كه پيوسته مسكن و مأواى آنها در بتخانهاست و بجز تحصيل كيش بتپرستى به كار و بشغل دنيا متوجه نشده بىرخت و لباس و متاعى دست از لوازم زندگانى كشيده و در راه باطل ثابتقدم ميباشند و به اجماع منكر تزويجاند و اگر احدى از ايشان مرتكب دخول چنين امرى گردد همانساعت روح خداناشناسش را از بتخانه تن خارج ساخته بجهنم روانش ميسازند . و از جمله لوازم ملت ايشان آنست كه بايد اولاد اعالى و ادانى حتى شاهزادگان ايشان در صغر سن به خدمت روئيان به بتخانها آمده بجاروبكشى مسكن بتان اشتغال داشته باشند و برياضت نفس تن درداده اداب و شرايط كيش خود را فراگيرند « 2 » پس از تحصيل عاقبت بخيرى چون به حد كمال كه عين نقصانست رسند اگر نفس بهيمى ايشان طالب
هامش
( 1 ) - در نسخه خطى « لورى » و « لوريان » يا « رولى » و « روليان » آمده است كه در همه جا به صورت « روئى » و « روئيان » منسوب به رو( Rao )تصحيح گرديد . ر ك به تعليقات شماره 60
( 2 ) - هنوز هم در سيام كليه افراد لااقل سه ماه از عمر خود را در يك عبادتگاه بودائى( Wat )بسر مىبرند و مثل روحانيون زندگانى مينمايند . اغلب مردم زمان صوم بودائى ( ژوئيه - سپتامبر ) را انتخاب ميكنند و در آنموقع براى تفكر و عبادت بمعبد روى مياورند .
نوجوان سيامى معمولا پس از دوران تحصيل اجبارى ( از 7 تا 15 سالگى ) و قبل از ازدواج ( حوالى 20 سالگى ) در يك عبادتگاه عنوان نوآموز( Samanen )داخل شده و تعليقات دينى خود را فرا ميگيرد و در طى اينمدت احتياجات او توسط خانوادهاش تامين مىشود . ولى خانوادههاى مستمند يك يا دو فرزند خود را عنوان مستخدم( Luksit )در معبدى به كار ميگمارند تا از اين راه عمل خيرى انجام داده باشند .