تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ايراد كرده‌اند اظهار آن دخلى باينمكان ندارد . و چنانچه بعضى از ايشان ادعا كرده‌اند كه نفس آدمى درصدد استكمال و ترقيست و هر نفسى كه در مزاج عنصريست بايد تحصيل كمالات كرده از بدن مفارقت نمايد پس اگر در حال مفارقت خلقت و صفت انسانى بر او غالب باشد به صورت انسانى ديگر متعلق شود و استكمال خود را ديگرباره متعرض گردد و آنچه در صورت اول از كمالات از او فوت شده باشد در صورت ديگر حاصل نمايد تا آنكه بدرجهء ملكى خود را رساند و اگر صفت حيوانى بر او غالب باشد به صورت حيوانى كه در نشاء اول بصفت لازمهء او متصف بوده متلبس شود تا در آن مرتبه بدرجهء كمال رسد نهايت اعتقاد بعضى چنانست كه مراتب نسخ باعتبار درجات افعال و اعمال برميگردد پس اگر در ايام بقاى صورت نوعيه و وجود پيكر هيولائى كه زمان تمكين و تصرف سلطان روح در عمارت دلنشين چهار اركان عنصريست منظور نظر وى اكتساب و تحصيل معارف عالم علوى بوده و بامور مستحبه كما هو حقه اشتغال داشته روى غيرى در آينهء دل نديده و صورتى بجز حق در خلوتخانه دل نكشيده به احسن وجهى رجوع مىكند و از جملهء خيالات فاسده جماعت سيام نيز چنانست كه اينكس هرچه دارد و درين تحصيل كرده باشد بايد در تحت قدم اصنام دفن كند بعد از عود و رجوع بايشان خواهد رسيد و الحق اهل حق و دين و ارباب شرع و يقين بهيچوجه تناسخ را جايز نداشته‌اند « 1 » و دليل ايشان آنست كه چون مبين است كه نفس حادث است و حدوث بد نيست كه صلاحيت قبول تعلق داشته باشد بدان پس هرگاه بدن حادث بكمال رسد از مبدا فياض نفسى به دو فائض مىشود بنابر عموم فيض و وجود شرط آن‌كه آن بدن حادث است و حينئذ اگر بر سبيل تناسخ نفسى ديگر به دو تعلق گيرد لازم آيد كه بدن واحد را دو نفس مدير باشد و اين باطلست چه هر ذىشعورى مىيابد كه مدير بدن او يكى بيش نيست « 2 » . و نيز اگر تناسخ جائز بودى بايستى نفس متذكر
هامش
( 1 ) - دربارهء نسخ ر ك به تعليقات شماره 59 ( 2 ) - در اين باره ر ك به : لنگرودى ، رساله بر رد تناسخ . تهران 1317 .
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 110 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى