قبول كرده و آنچه را نخواستهاند واگذاشتهاند « 1 » از انجمله در عبادت اصنام و سوختن مردگان خود و خوردن حيوانات برى و بحرى زنده و مرده و در تجرع و فجور نهايت اصرار دارند و چنين نيست كه مثل ساير بتپرستان بت مخصوصى و هيئت و شكل مشخصى را ستايش كنند بلكه هركس از گچ و چوب و گل صورتى سازد و بجاى گذارده پرستش مىكند و چنين نيست كه به همين بتپرستى تنها اكتفا نمايند بلكه هر ناحقى را حق ميدانند و همه مخلوقانرا به غير خالق ستايش ميكنند مثل آفتاب و آب و آتش و از ماه تا ماهى و بعضى از حيوانات برى و بحرى را خدا ميدانند و محققين اينطائفه را حرف آنكه ما چون از وصول معرفت جلال و ادراك كمال ايزد متعال عاجزيم بايد كه تقرب بوسايط جوئيم و آنها را نصب العين خود سازيم و ارباب و الهه خود سازيم چنانچه كلام ربانى بتفسير احوال ايشان ناطق است كه « هولاء شفعناءونا عند اللّه » « 2 » تا بوسيلهء ايشان برب الارباب نزديك شويم و جمعى گويند كه آفتاب و ماه و ستارگان را نفسى و عقلى است و اگرچه باينمعنى بعضى از حكما نيز قائلند كه افلاك را بايد كه عايدى و نفس مختصى باشد و اينكه آن چگونه است « عجز عن كنهه اوهام المتفكرين » و بعضى ميگويند كه بارى تعالى خود را به صورت اشخاص ظاهر مىكند « 3 » و فى الحقيقه چون به نظر حقيقت اثر ملاحظه شود دليل ناقص ايشانرا به اين برهان تمام ميتوان كرد
نظم
ز ديده گرچه حسن او نهانست * ولى در هرچه مىبينى عيانست
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً
« 4 » و بنابر آنكه آفتاب را رب و پادشاه را نيز
هامش
( 1 ) - بهترين مثال اين مرغا پرورش خوك است كه در جهان بودائى و سيلان آن را بد ميدانند در صورتى كه در سيام پرورش آن حيوان بسيار متداول است و همچنين خوردن گوشت حيوانات كه بودائيان سيلان از آن اجتناب ميورزند سيامىها از آن ابا ندارند .
( 2 ) - ماخوذ از آيه 19 سوره 10 ( يونس )
( 3 ) - اشاره است به پيروان مكتب وحدت وجود .
( 4 ) - در نسخه خطى سبحان الله عما يقولون علوا كبيرا آمده است كه به صورتى كه در قرآن كريم آيه 45 سوره 17 ( الاسرى ) آمده است تصحيح گرديد .