آنولايت نماند « 1 » و اگر منبعد نيز بدين منوال آن نصرانى صاحب اختيار باشد عنقريب سلطنت و مملكت آن پادشاه در معرض زوال خواهد بود .
شرح و تفصيل مذهب و ملت شاه و طائفه سيام
: بموقف عرض مىرساند كه چنانچه در متون كتب مسطور است عموم خلايق متفقند برآنكه اين عالم را از صانعى ناگزير است اما در كيفيت و كميت آن صانع و كيفيت صدور آن اختلاف كردهاند و مجموع ايشان دو گروهاند چه اگر بشريعتى و ملتى منسوبند ايشانرا ارباب اديان و اهل ملل و نحل و الا اهل اهواء خوانند « 2 » . و جماعت سيام از طائفه ثانيه بل هم اضل و اعمىاند و به هيچ شريعتى و ملتى قايل نشدهاند و در مدت توقف از دانشمندان قوم ايشان كه بيواسطه در تدريس جهل از شيطان استفاده نمودهاند تحقيق و مشاهده شد كيش ايشان بتپرستى و مذهب تناسخ است و تناسخ كه عبارت از انتقال نفس است از بدنى ببدنى ديگر « 3 » و طوائف قائله باينمعنى چند فرقهاند و بعضى را اعتقاد آنست كه انتقال نفس نشايد الا به بدن انسانى ديگر و بعضى گويند منتقل شود به ابدان ساير حيوانات و برخى گفتهاند كه متصل مىشود به نباتات و جمعى گويند متصل مىشود بجمادات و اين جماعت انتقال را به ابدان انسانى نسخ و به ابدان حيوانى غيرانسانى آن را مسخ و بجسم معدنى آن را رسخ ميخوانند و بقدم زمانى نفس و اعتقاد تناسخ بعضى از حكما و معتبرين فلاسفه با نهايت فطرت و فطانت و دانش و بينش و زيادتى فكر و غايت معرفت مانند انكساغورس و ذيمقراطيس و فيثاغورس « 4 » و سقراط و افلاطون قايل بودهاند « 5 » .
و آنجماعت از روى عقل و تميز بدليل و برهان نيز حرفى چند گفته و ميگويند كه راه به جائى نميبرد و بنوعى كه ايشان بدلايل و براهين حرفها گفته و در كتب خود
هامش
( 1 ) - در اين باره ر ك به تعليقات شماره 57
( 2 ) - عبارت مخدوش بود كه به صورت بالا تصحيح گرديد . ر ك به تهانوى ، كشاف اصطلاحات ( الفنون 2 جلد . كلكته 1854 - 1862 ميلادى . جلد اول ص 87 )
( 3 ) - درباره عقيده تناسخ نزد هندوها ر ك به بيرونى « فى تحقيق ماللهند » و « الملل و النحل » شهرستانى .
( 4 ) - در نسخه خطى « استاقوريس » نوشته شده كه به فيثاغورس تصحيح گرديد .
( 5 ) - درباره عقايد فلاسفه ذكر شده ر ك به تعليقات شماره 58