توجه بدرگاه جهانپناه اخراجات بسيارى بسبب زيادتى وضعى كه بر خود چيده بود ادعا ميكرد و ميگفت بزيادتى در وقت فرستادن من بوساطت وزير ايرانى كه فوت شده بود مقرر داشته بودند كه آنچه من دانم چنان كنم و من آنچه صلاح دانستهام كردهام و چون آن مرد در ميان نبود و شاه قبول نميكرد بعد از سعى بسيار با آنكه نهايت رعايت نمود مبلغ دو هزار تومان باقى او آمد « 1 » كه در برابر ادعاى اخراجات داشت و سندى در آن باب كه توان بخرج آن مجرى نمود از وكلاء پادشاه در دست نداشت و از افعال و اعمال مردم ادانى كه بآنولايت رفتهاند هتك شرم و آزرم خويش كرده از مرتبهء عزت افتادهاند و مخالف مذهبى را بر خود مسلط ساخته آن بيچاره را نيز در امور خود عاجز كردهاند و الحق تقصير ايشان نيست و همان مثل است كه آب از چشمه خرابست « 2 » .
نظم
ماهى از سر گنده « 3 » گردد نى ز دم
و اگر نه هرگاه پادشاه با راى و تدبير باشد چرا بدون تميز و امتحان زمام اختيار خود را به كف كفايت چنين ناقصان گذارد كه باندك زمانى انواع پشيمانى و ندامت بازآرد .
و من الحكايات بر واقعان رموز حكمتدانى و جهاندارى ظاهر است كه اگر امور معاش و معاد بسعى و جد و اجتهاد از پيش بتوانستى برد و كلمات سهو و غلط از صفحهء سلطنت و فرمانفرمائى بگزلك « 4 » تدبير دانشمندان و مديران نبايستى سترد هراينه پادشاهان سابق و
هامش
( 1 ) - تاشارد ( كتاب ياد شده . فصل 3 ص 164 ) كسر حساب حاجى سليم را 000 / 160 اكو فرانسه نوشته كه با محاسبه 15 اكو برابر با 1 تومان ( شاردن - سفرنامه ) بالغ بر 4000 تومان ميگردد .
ظاهرا بر اثر رسيدگى و « رعايت » نمايندگان ايران اين رقم به نصف تقليل داده شده است .
( 2 ) - ر ك به تعليقات شماره 55
( 3 ) - احتمالا گنده : گنديده و متعفن .
اين بيت در دفتر پنجم مثنوى چنين است :عقل اول راند بر عقل دوم * ماهى از سر گنده گردد نى ز دم( 4 ) - « گزلك » يا « گزليك » كارد كوچك دسته دراز را گويند . برهان قاطع ( معين ) حافظ گويد :بنما به من كه منكر حسن رخ تو كيست * تا ديدهاش بگزلك غيرت برآورم