تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
و تفاوت فيما بين ما نيست و آقا محمد بنابر آنكه بعضى به او نسبت دارند رعايت نموده تضييع مال شما كرده مواجب زياده به ايشان ميدهد و در هندوستان ما به نصف اين مبلغ راضى بوديم چون هرگز در سركار او اين‌قدر مخارج نبوده از راه خام طمعىها سخن ايشان را اعتماد و آقا محمد را غضب نموده ميفرمايد كه تو بماخلاف عرض كرده ميگفتى كه اين مواجب در وجه ايشان كمست و حال خود چنين ميگويند ميفرمايد با خيزران هر دو لب آن بيچاره را دوخته تا يكروز ميگذارند « 1 » و مواجب همه را قطع كرده همه را مساوى هر ساله مبلغ دوازده تومان قرار ميكنند و از آن جماعت دو نفر كه يوزباشى بوده‌اند يكى يوزباشى طرف راست و ديگرى طرف چپ مبلغ سى تومان مواجب تعيين مىكند و چپ در ميان آن طائفه اعتبار بيش دارد « 2 » و ميگويد كه دل كه سلطان شهرستان تن است در طرف چپ منزل دارد نهايت درين‌وقت بنابر رشد يوزباشى دست راست اعتبار بيش دارد و خدمتى كه جماعت ايرانى به او مأمورند همين است كه در وقت سوارى شاه همراه در ركاب باشند و ديگر خدمتى درباره ايشان نيست و همه ساله مواجب ايشان را نقد بلاقصور از سركار ميدهند و ايشان شرم خود را برده آنقدر كارهاى ناشايست كرده و ميكنند كه خود را از عزت و اعتبار انداخته‌اند و آقا محمد بيچاره حال مدتيست كه از دست محنت ايشان خلاص و فوت شده و ازو دو نفر پسر كه به حد تميز نرسيده درعين جهالت و جوانى مست بادهء بىپروائى بوده‌اند ميمانند و بنابر آنكه اين پادشاه خود ايشان را بزرگ كرده نهايت رعايت و شفقت دربارهء ايشان داشته و ساعتى از خود جدا
هامش
( 1 ) - « مجازات دروغگوئى يا افشاء راز دوختن دهان است و براى سكوت اختيار كردن جائى كه بايد سخن گفت دهان را چاك ميدهند » . ( لالوبر - كتاب ياد شده : جلد اول . ص 316 ) ( 2 ) - در اين باره در سفرنامه خواجه غياث الدين نقاش واقعه‌نويس رسالت بايسنقر از طرف شاهرخ به چين چنين آمده است : « ايلچيان به جانب چپ نشستند و امراى ختا بر طرف راست قرار گرفتند و پيش ايشان تعظيم جانب چپ زياده از راست است چه دل كه سلطان شهرستان بدن است درين طرف منزل دارد . » ( خاتمه روضة الصفا )