نظم
در سر هوس افسر جمشيد نداريم * ارزانى ما باد كلاه نمد ما « 1 »
و در آنوقت تا حال تمام اوقات غائبانه فدوى شده اميد رابطه با اين آستان ميداشته تا در اين وقت به اميد خويش فائز گرديد و بنابر اشتهار خويش چند مرتبه تحف بسيار به خدمت فرمانفرماى ممالك هندوستان و والى حيدرآباد و ديگر پادشاهان گوشه و كنار ميفرستد خصوصا درينوقت كه باعتبار مدار المهام خود رابطه با پادشاهان نصارا انداخته است و بنوعى كه در مبادى سخن تحرير شمهء از آن نمود پادشاهان آن ولايت را استقلال و ملازم و سپاهى نيست و از اينجهت چون شاه مذكور در بساط شطرنج سلطنت از فيل استقلال و اسب توزك پياده بودند به وساطت فرزين عقل آقا محمد وزير كس به طرف هندوستان فرستاده قريب به دويست نفر « 2 » از مردم ايران خصوصا مردم استرآباد و مردم مازندران كه جلاى وطن نموده بنابر عدم رشد در حيرتآباد هندوستان ماتشدگان فيلبند سلسله بىروزگارى و سرگردانى بودهاند مستمال كرده به آن ولايت آورده ملازم ركاب شاه گردانيدهاند و وزير مزبور مواجب ايشانرا بمبلغى كه زياده از بيست تومان و كمتر از دوازده تومان نبوده مقرر ميدارد و بهجهت هريك خانه عليحده و دو نفر رعيت و يك راس يابو و زين و يراق و عليق آن را از سركار تعيين و بهجهت ايشان هر ساله يك دست رخت لايق و ديگر جزئيات ضروريات ايشان از سركار ميگرفته و ايشان بنابر كمذاتى و بدطينتى كه لازمهء دونانست شروع بفتنه و فساد و حقد و حسد و عداوت و عناد كرده در برابر اينهمه محبت مشار اليه ابواب و تقرير و اثبات خيانت او مينمايند و مكرر بعرض ميرسانند كه در هندوستان ما همه را مغول ميگويند و ما همه از يك ولايتيم و يك مرتبه داريم و همه ايرانىايم « 3 »
هامش
( 1 ) - شعر از طالب آملى است .
( 2 ) - در سال 1686 ميلادى تعداد ايرانيان گارد سلطنتى پادشاه سيام را كه در روز پذيرائى سفير فرانسه حضور داشتند تاشارد 500 نفر مينويسد . ( سفرنامه ياد شده . كتاب 4 ص 196 )
( 3 ) - در نسخه خطى « ايرانيم » آمده است كه برسم الخط حاضر نوشته شد .