تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
ميسازد و خود بتاريخ هشتم شهر محرم الحرام سنه 1068 « 1 » بر مسند سلطنت مىنشيند .

شرح سلطنت و فرمانروانى او

: چون سلطنت به او منتقل مىشود مدار مهمات خود را بدست عبد الرزاق نامى از زادگان مردم گيلان كه در آن ولايت متولد و با پادشاه نشو و نما يافته بزرگ شده بود ميگذارد و او را مشير و صاحب اختيار خود ميسازد و مومى اليه چنانچه لازمهء كم‌ذاتان « 2 » و لئيمانست مرتبه خود را گم كرده تمام اوقات را به ظلم و ستم و فسق و فجور تا چندين سال ميگذراند بنوعى كه به تجرع مشغول ميشده دماغ را ببادهء ارغوانى خون مردم ميرسانيده و دور اندازى « 3 » بدست گرفته هركه بسلام ميآمده چون دلخواه او نبوده دست رد بر سينه او زده چنان بر سينه‌اش ميزده كه جوابش رد نميشده و بنابر آنكه دستور آن ملك چنانست كه چون احدى را به مرتبه فو « 4 » كه عبارت از نزديك پاىتخت است رسانند محرم و صاحب اختيار خود ميدانند و به كسى فرصت اينكه حرفى از او گويد نميدهند و هرچند او ظلم و ستم كرده باشد ميگويند كه چون او را سرفرازى داده‌ايم سخن ديگرى هرچند صادق باشد درباره او منظور نيست جهت آنكه چون اساس عنايت سلطانى دربارهء او مستحكم شد مردم از راه حسد بلطايف الحيل در نقض و هدم او كوشيده از روى مكر و فريب مزاج ما را ميخواهند كه از طريق مروت منحرف و به بيوفائى و بدعهدى موسوم سازند و بر آن دارند كه در خرابى ركن دولت خود سعى نمائيم لهذا تا درباره آن شخص مزاج شاه تغييرى بهم نرساند هيچكس را جرات آن نيست كه تواند افعال ذميمهء او را به عرض رساند « 5 » و بنابر مقدمات مزبوره
هامش
( 1 ) - برابر با 17 اكتبر 1658 ميلادى . ( ر ك به تعليقات شماره 35 ) . ( 2 ) - كذا فى الاصل . ( 3 ) - كذا فى الاصل . احتمالا دورباش بمعنى ناخچ و تبرزين . ( 4 ) - احتمالا « كافوKafaoيا بطور اختصار فوFaoبمعنى « شرفيابى » . مك فارلند اين كلمه را « ورود به حضور شاه » تعريف مىكند . ( فرهنگ ياد شده . ) ( 5 ) - تاورنيه اين گفته را تأئيد كرده مىنويسد : « پادشاه سيام بندرت خود را باتباعش نشان ميدهد و براى حكومت كردن كليه امور را به عهده وزراء خود ميگذارد و آنها نيز اغلب از قدرتى كه در اختيار دارند سوء استفاده مىنمايند . » ( سفرنامه ياد شده جلد دوم ص 484 ) .