نشان كه چيزى به خط خويش نوشتهاند ممتاز كردهاند و آن جماعت اين نوشته كه نشان اعتبار ايشان است دستبهدست به اولاد خود مىرساند لهذا اين طائفه بلاتشبيه مانند آجرلو « 1 » و از راه اعتماد مقرر كردهاند كه خانههاى « 2 » ايشان در حوالى و جنب خانه شاه باشد اين شاهزاده تمهيد كرده جمعى را مقرر ميدارد كه چون خانههاى اين جماعت و سكنه آن ولايت اكثر از نى و چوب است به يك مرتبه آتش زنند و بعد از آنكه آتش تمهيد ايشان اشتعال مييابد و دود از كانون سينهء آنان برآيد يقين كه از حفظ خانه دست برداشته متفرق شده به طرف خانههاى خويش خواهند رفت در آن حين وقت فرصت و هنگام دستبرد است . چون مأمورين بموجب تمهيد عمل نموده آتش در بنيان عمارت پاسبانان و معتمدان زده ايشان را بدان سبب هراسان و مشغول اطفاء لمعان نيران ميسازند شاهزاده فرصت غنيمت كرده با جمعى سوار شده به طرف خانه شاه روان ميشوند و اين خبر و غوغا چون بشاه ميرسد مضطرب شده جمعى كه بودهاند بدفعات به جهت دفع اين مقدمه ميفرستاده و مردم آن ولايت بنابر آنكه پادشاهان و پادشاهزادگان خود را نيز از جملهء الهه ميدانند و قتل و جنگ هرگز با ايشان نميكنند هريك كه بيرون ميآمدهاند شاهزاده ايشان را نوازش و مايل بجانب خود كرده خود را از جنگ و چنگ مؤمى اليهم خلاص نموده رفتهرفته نزديك بتخت پادشاه مىرساند كه مردم ايران درين هنگام فرصت غنيمت كرده به بهانه تعزيه با جمعيت تمام داخل خانهء پادشاه ميشوند و شروع بجنگ و جدال نموده خانه شاه را بتوپ و تفنگ گرفته كار را بر او تنگ ميگيرند و چون شاهزاده ميرسد فرياد برآورده به مردم ايران ميگويد كه يا على يا على بگوئيد و خود را به خانه شاه برسانيد و شاه جاى قرار نمىيابد از ترس اشتعال آتش اين فتنه خود را بر نهر آبى زده گريزان مىشود و شاهزاده خود را بتخت رسانيده و بعد از چندى عم را بدست آورده از عم خلاص و مقتول
هامش
( 1 ) - درباره مفهوم اين كلمه و شغل اجرلو ر ك به تعليقات شماره 53 .
( 2 ) - در نسخه خطى به صورت « خانهاى » آمده است كه برسم الخط متعارف فعلى نوشته شد .