بشنويد اين قول پاك معتبر * تا نيندازيد خود را در خطر
در ميان ما و ميدان شما * يك بلايى هست بىروىوريا
كس ندارد طاقت آن درد و سوز * اژدر و مار است بر روى كنوز
همچو گيسوى بتان پرپيچوتاب * مىكند آشفته دلها و خراب
سنگهاى سخت بىطاقت از اوست * كس نمىماند در آن ميدان كه اوست
باز گفتند آن گُره يا ربّنا * ما نمىگرديم از راه وفا
از تو ما را اندرين ره چاره نيست * كى بود بىروى تو خود جاى ايست
بازگفتم مىتوانيد اين بلا * كه منش كردم صفت پيش شما
كه به جاى آريد آدابش تمام * تا بنوشيد اين مىام از جام كام
جمله گفتند اين نه كار روز زور ماست * گر تو بگمارى شود اين كار راست
اى بلاى تو ، حيات جان ما * بادهء درد تو در پيمان ما
چون ز تست اين فتنه و آشوب دل * خوش بود اى راحت و مطلوب دل
گفتم آرى اين بلا ، روز نخست * جز شما ديگر كسى از ما نجست
بعد از آن گفتند ، ما جام رضا * خوش همىنوشيم در كوى بلا
گفتم آرى اين دم اكنون راستى است * جز شما خود طالب اين ملك نيست
خوش وفا كرديد اندر راه من * گشته دلتان زنده و آگاه من
من شما را پاك و خالص كردهام * بىشما من با شما مى خوردهام
علم خود در جانتان بنهادهام * راهتان در خانهء خود دادهام
كان سرّ خويش كردمتان يقين * زان شد اندر گوشتان دُرّ ثمين
اى ز من ناطق شده كام شما * فرض گشته بر شما ، پيغام ما
تا دليل ما شويد و خاكيان * بل شفيع جملهء افلاكيان
من شما را و شما هم آنِ من * شد دل و جان شما ، ايوان من
زانكه روى و گفتوگوتان با من است * مِهر من چون روحتان اندر تن است
اهل كشف و يار و دمساز منيد * ناظر مجموعهء راز منيد
حاكميد و حافظ احكام من * از شما نوشند مستان جام من
هم خصوص و نازنينان منيد * خود قريب و دوربينان منيد
مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: پير جمال الدين محمد اردستانى
ص٣٢