من در آن پرده نمىدانم چه بود * بود مانا آن غم عشق ودود
زانكه ترسان بودم و حيران و زار * بس فزعناك و غريب آن ديار
باز بستندم دگر در يك حجاب * بُد حجاب عزّت آن بىپيچوتاب
خويش را دريافتم ، خندان شدم * هرچه بودم يك دو صد چندان شدم
فاش دانستم كه اندر نزد دوست * ديدهام روشن به نور روى اوست
پس شنيدم يك ندايى ، كاى سرى * زان شنيدن شد ، سرى از خود برى
پس بيفتادم ، شدم بىهوش و مست * گشت رگها سست و اندامم شكست
عضوهايم شد جدا از يكدگر * پوستم شد چاك و عقلم شد به در
شد دلم هم پارهپاره در زمان * كه ندانستم منم يا كيست آن
بعد از آنم كرد حق پيوسته باز * آن شكسته و خستهء آواز و راز
من در آن حالت هنوز اى جمله گوش * نه قرارم بود و نى آرام و هوش
نى توانستم روم ، نىايستم * نى زبانى « 1 » بُد كه گويم كيستم
بعد از آن در من بپوشانيد باز * نور عظمت تا شدم خوش سرفراز
پس ندايى كرد بازم ذو الجلال * كه نگنجد آن ندا اندر مقال
نور جانم گفت لبّيك اى قديم * اى انيس خاطر هر مستقيم
باز گفتا كاى سرى ، دانى كه ما * آفريديم اين جهان بىوفا
هيچ مىدانى كه اين خلق جهان * در يقينند و فرح يا در گمان
گفتمش يا سيّدى ، عالم زيم « 2 » * زانكه تو چون نايى و من چون نىام « 3 »
فضل تو عالِم كند جانم يقين * ورنه من كى مىبدانم سرّ اين
بعد از آن فرمود كاى انصاف ده * بر تو بگشايم من اين بند و گره
اين حجبها كه تو ديدى اى سرى * هست آسان پيش دود آن سرى
اين حجبها كه تو ديدى بُد ز نور * اينچنين مشكل نمود اندر حضور
آن حجابى كه بود از خاك و دود * كس نگردد عارف آن زود زود
قدرت ما آن حجابات گران * بىطمع برداشت از روى جهان
هامش
( 1 ) . س : زبانم .
( 2 ) . س : نيم .
( 3 ) . س : من نيم .