بيناست در حقيقت هركس كه ديده باشد * در بزم بادهنوشان يك بار روى سعدى
( غزل 229 )
فخر الدّين عراقى
چنان كه گذشت در يكى از سلسلههاى طريقت پيرجمال به فخر الدّين عراقى مىرسد و روحيهء قلندرانهء وى شايد از عراقى مايه گرفته باشد . در فتح الابواب گويد :
جان مشتاقت شود پاك از نفاق * همچو آن پير مغان شيخ عراق
شيخ محمّد روزبهان :
كه او را به شيخ شطّاح المليح العاشق العارف قطب العاشقين و العارفين وصف مىكند و نام مىبرد ، ابو محمّد بن ابو نصر بقلى شيرازى ديلمى است كه به شيخ شطّاح معروف بود ( 522 - 606 ه ) .
عين القضاة همدانى :
در شرح الواصلين گويد شبى جماعتى از درويشان باهم نشسته بودند و كتاب زبدة حضرت سرور ملامتيان ، و مغز و نغز آن شيخ عين القضاة همدانى عليه السّلام در ميان بود و جماعت درويشان از مريدان حضرت شيخ علاء الدّين زوارهاى بودند كه در مدينهء نايين آسودهاند . در مثنوى شرح الواصلين گويد پس از خواندن كتاب زبده عين القضاة و خواندن آيهاى به سماع پرداختند .
جز روى تو خود روى نديده است جمالى * ز آن روست كه شد بندهء شاه همدانى
( غزل 258 )
شيخ محمود شبسترى :
در كتاب فتح الابواب در شرح بيتى از گلشن راز شيخ محمود شبسترى مىپردازد و بدان استناد مىكند و بيت اين است :
كسى مرد تمام است كز تمامى * كند با خواجگى كار غلامى
و اين بيت در گلشن راز در پاسخ پرسش حسينى هروى دربارهء مرد تمام آمده است :