مسافر چون بود رهرو كدام است * كه را گويم كه او مرد تمام است « 1 »
بابا افضل كاشى :
رباعيات پيرجمال بيشتر به سبك عطّار سروده شده است . در نسخهء عكسى پاريس كه نسخهء اصلى اين مجموعه است در پايان رباعيات پيرجمال رباعى زير آمده است ، بدين مضمون منسوبة الى صفوة اهل التّحقيق افضل كاشى رحمة اللّه عليه
افضل ديدى كه هرچه ديدى هيچ است * و آنها كه بگفتى و شنيدى هيچ است
سرتاسر آفاق دويدى هيچ است * وين نيز كه در كُنج خزيدى هيچ است
رباعى فوق هم به اوحد الدّين كرمانى و هم خيّام منسوب است . در رباعى منسوب به اوحدى به جاى افضل اوحد آمده و در رباعى منسوب به خيّام در مصراع اوّل : دنيا ديدى و هرچه ديدى هيچ است . « 2 »
پيرجمال به استقبال رباعى فوق گويد :
افعال نكوى خود چه ديدى هيچ است * در بحث هرآنچه كج شنيدى هيچ است
بىيار دلا به سر دويدى هيچ است * در خلوت عُجب خود خزيدى هيچ است
* * *
بىدرد لقاى دوست ديدن هيچ است * بىعشق دلا نفس كشيدن هيچ است
كورانه به دست و پا دويدى هيچ است * هوشانه به خلوتى خزيدى هيچ است
( ر - 61 )
نيكلسون در بررسىهاى خود شاعر را بابا افضل كاشى مىداند ولى زندهياد زرّينكوب مىگويد : ذكر شاعرى به نام افضل در بعضى از رباعيات هست كه شاعر از او با تكريم ياد مىكند و ظاهرا برخى رباعيات وى را استقبال كرده . اين بابا افضل بدون شك بابا افضل كاشانى كه نيكلسون پنداشته است نيست . ممكن است افضل تركه از معاصران شاعر باشد يا افضل ديگرى . « 3 » در قصيدهء زير توجّه خود را به عرفاى خاص
هامش
( 1 ) . گلشن راز ، شيخ محمود شبسترى به كوشش محمد موحد ، ص 79 .
( 2 ) . ديوان بابا افضل ، مصطفى رحيمى ، شريف عاطفى ، زوار ، 1362 ، ص 45 .
( 3 ) . جستجو در تصوّف ، ص 332 .