مهر خوبان صيقل دلها بود * زان سبب دل دائما شيدا بود
تو مجو ديدار خوبان رايگان * گنج زينرو دايما باشد نهان
تا ثمار امتحان پيدا شود * تا لوند بىخرد رسوا شود
زان سبب ميراثخواران در جهان * رويشان باشد چو كاه و زعفران
تاج عزّت بر سر ايثار بو * مرد بىايثار دايم خوار بو
بعد از آن خشنود گردانيد زود * دايهء احمد در آن دار السّجود
دايه و شوهر به انعام تمام * راه خود رفتند فارغ و السّلام
اى عزيز ، معنى اين آيت بشنو ، تا اعتماد بر قدرت حق تعالى كنى . قوله تعالى :
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ ، بِيَدِكَ الْخَيْرُ ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ »
( 3 / 27 - 25 ) .
صدق اللّه العظيم و صدق رسوله الكريم و نحن على ذلك من الشّاهدين .
گوش به احوال دار و تقليد بگذار و حق را بشناس . و صلّ اللّه على محمّد و على آله و سلّم « 1 » .
كرده پور اوس اين نقل صحيح * كه زبان مصطفى چون شد فصيح
گفتوگو در كشور و شهر اوفتاد * شد يكى غمگين و ديگر گشت شاد
جنس حق چون باده خندان مىشدند * باطلان چون سركه گريان مىشدند
اختلاف افتاد در بازارها * گل جدا مىگشت هم « 2 » از خارها
عاشقان در خانهها دستكزنان * در سر كو حاسدان با سگ دوان
عاشقان در فكر سربازى و مال * حاسدان با سگ شده اندر جوال
خواجه با ياران جانباز دلير * روبهرو بنشسته بُد روزى چو شير
بر سر ياران جواهر مىفشاند * سرّ حق در جان و دلشان مىنشاند
ناگهان آمد يكى لنگ دوتا * شانه كرده ريش با طرّه و عصا
هامش
( 1 ) . س : و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و سلم .
( 2 ) . س : خود .