تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
مدح عبد المطّلب بشنو عيان * تا بدانى چيست جسم و كيست جان پور هاشم چون بديد آن جسم پاك * بر سر دستش نشاند آن سوزناك برد آن شاه دو عالم در حرم * تا حرم يابد خلاصى از صنم با نياز و صدق و با سوز و صفا * شكر حق مىگفت و مدح مصطفى مدح او اينست بشنو با ادب * كه همىگويد به الفاظ عرب تو حقارت منگر اندر هيچ حرف * هان مبين خالى خدا را هيچ طرف
رجز [ الحمد للّه الّذى اعطانى هذا الغلام الطيّب الازدانى ]
الحمد للّه الّذى اعطانى * هذا الغلام الطيّب الازدانى « 1 » قد ساد فى المهد على « 2 » الغلمان * اعيذه بالبيت ذى الاركان حتّى يكون بلغة الفتيان * حتّى اراه بالغ البيان اعيذه من كلّ ذى شنآن * من حاسد المضطرب « 3 » العيان

ترجمه

چون بگويم شكرت اى ربّ جليل * كه ثقيلى را دهى شاهى جميل فرد و بىمثل و لطيفى همچو آب * طفل و سرور در ميان شيخ و شاب كعبه‌اش دار الامان بادا مدام * باد دايم پيشواى خاص و عام حاسدانش را مبادا زور دست * تا نبيند او ز بدخواهان شكست اى اخى اين نعت وصف صورت است * كه شعار كفر و دين و ملّت است چند گويم وصف خواجه بيش ازينست * كه فغانش در سما و در زمينست بهر معنى گوش آور سوى قيل * تا بگويم قصّهء اصحاب فيل نقل كرده پور عبّاس اين‌چنين * قصّهء فيل و ظهور شاه دين گفت روز فيل بُد كان شهسوار * در وجود آمد ز بهر گيرودار سيزده روز از محرم رفته بود * كه درآمد آن شهنشه در وجود
هامش
( 1 ) . س : الاردانى . ( 2 ) . س : الغلمانى . ( 3 ) . س : مضطرب .