كعبه خانه پيش شاه انبياست * زان سبب « 1 » سعى و طواف آنجا رواست
حق ازآنرو مسكنش آنجاى خواست * كان قبا بر قدّ آن شه « 2 » گشت راست
باز آن پيچيده را سرباز كرد * خاتم شه بُد در آن بىدود و گرد
صاحب طشت آنگهى با عزّ و ناز * اندر آن طشتش نشاند آن سرفراز
ريخت زان ظرف آب صافى بر سرش * چون گلاب آن آب شد در پيكرش
هفت نوبت شست سر تا پاى او * تا سراسر نور شد اعضاى او
بعد از آن رضوان غمخوار خبير * جسم شه پيچيد خوش اندر حرير
ريخت بر وى مشك اذفر بىحساب * تا از آن شه بوى گيرد مشك ناب
بعد از آنش زير بال خود گرفت * عقل از آن اسرار هست اندر شگفت
باز آوردش برون از زير بال * كرد با او مشورت بىقيل و قال
زير لب مىخواند تعويذ آن ملك * باد مىزد بر تن شاه فلك
دست مىماليد بر پشت و سرش * تا نبيند زخم جان و پيكرش
گفت ديگر كاى شه آخر زمان * مژده بادت بر تن و جان و روان
كه خدا علم همه پيغمبران * در دلت بنهاد خوش فاش و عيان
اعلم و اكمل تويى اى شاه كل * يافتى اين مرتبه بىقيل و قل
هم به دست توست مفتاح بهشت * كز تو برهند آن ضعيفان از كنشت
هركه نامت بشنود ، لرزان شود * گر بپيچيد سر ، يقين بىجان شود
ديگرى ديدم دهان خويشتن * در دهانش داشت با مهر حسن
همچو مرغى كه نهد منقار خويش * در دهان بچّهء بيمار خويش
شهد بُد آيا ندانم يا كه شير * كه همىنوشيد از او طفل كبير
اندر آن دم ، باز اشارت مىنمود * گوييا كه اشتهايش مىفزود
گفت كاى احمد بشارت بر « 3 » تو باد * كه همه خُلق نكو حق با تو داد
ديگرش در آب برد و غسل داد * باز آوردش برون آن اوستاد
روغنش ماليد و مويش شانه كرد * سرمه اندر چشم آن دردانه كرد
هامش
( 1 ) . س : زان جهت .
( 2 ) . س : قد اين .
( 3 ) . س : مر .