تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
كعبه خانه پيش شاه انبياست * زان سبب « 1 » سعى و طواف آنجا رواست حق ازآن‌رو مسكنش آنجاى خواست * كان قبا بر قدّ آن شه « 2 » گشت راست باز آن پيچيده را سرباز كرد * خاتم شه بُد در آن بىدود و گرد صاحب طشت آنگهى با عزّ و ناز * اندر آن طشتش نشاند آن سرفراز ريخت زان ظرف آب صافى بر سرش * چون گلاب آن آب شد در پيكرش هفت نوبت شست سر تا پاى او * تا سراسر نور شد اعضاى او بعد از آن رضوان غمخوار خبير * جسم شه پيچيد خوش اندر حرير ريخت بر وى مشك اذفر بىحساب * تا از آن شه بوى گيرد مشك ناب بعد از آنش زير بال خود گرفت * عقل از آن اسرار هست اندر شگفت باز آوردش برون از زير بال * كرد با او مشورت بىقيل و قال زير لب مىخواند تعويذ آن ملك * باد مىزد بر تن شاه فلك دست مىماليد بر پشت و سرش * تا نبيند زخم جان و پيكرش گفت ديگر كاى شه آخر زمان * مژده بادت بر تن و جان و روان كه خدا علم همه پيغمبران * در دلت بنهاد خوش فاش و عيان اعلم و اكمل تويى اى شاه كل * يافتى اين مرتبه بىقيل و قل هم به دست توست مفتاح بهشت * كز تو برهند آن ضعيفان از كنشت هركه نامت بشنود ، لرزان شود * گر بپيچيد سر ، يقين بىجان شود ديگرى ديدم دهان خويشتن * در دهانش داشت با مهر حسن همچو مرغى كه نهد منقار خويش * در دهان بچّهء بيمار خويش شهد بُد آيا ندانم يا كه شير * كه همىنوشيد از او طفل كبير اندر آن دم ، باز اشارت مىنمود * گوييا كه اشتهايش مىفزود گفت كاى احمد بشارت بر « 3 » تو باد * كه همه خُلق نكو حق با تو داد ديگرش در آب برد و غسل داد * باز آوردش برون آن اوستاد روغنش ماليد و مويش شانه كرد * سرمه اندر چشم آن دردانه كرد
هامش
( 1 ) . س : زان جهت . ( 2 ) . س : قد اين . ( 3 ) . س : مر .