جهانشاه « 1 » سومين تركمان قراقويونلو جهانشاه پادشاهى هنرپرور و شعردوست بود و به صوفيان توجه داشت و شبها به شبزندهدارى مشغول بود . به او لقب شبپرّه داده بودند . او از اطاعت تيموريان سرپيچى كرد و همو به اصفهان حمله برد و شهر را به آب بست . غارت اصفهان به سال 856 ه اتّفاق افتاد . شهرى كه به گفتهء پيرجمال از شهر سبا معمورتر بود . پيرجمال تأثر خود را چنين بيان مىكند :
دل در غم دلدارى مانند صفاهان شد * سرگشته و ويران شد ويران و پريشان شد
در جاى ديگر گويد :
بيا سائل كنار بحر بنگر * كه تا ريزم به پيشت درّ و گوهر
كه آب انداخت اندر شهر اى دوست ؟ * كه آتش زد در آن محراب و منبر ؟
تو در قهر جهانشاهى شب و روز * تو در شاه جهانبين اى برادر
عراق ارچه به طاعت مىفزودند * ولى سرشان نبد همراه با سر
اهالى و موالى و مشايخ * همه مغرور و سركش چون سكندر
( ق - 20 )
در رسالهء چهل و سوم مرآة الافراد دراينباره گويد :
« چون مردم عراق هماى ولايت او ( پيرمرتضى على اصفهانى ) از عالم هدايت سايه بر سر عالميان گسترانيد ، شفقت به جانب عراق بيشتر داشت و اصفهان از شهر سبا معمورتر گشت ، چون حضرت پير را نشناختند و بىادبانه با او زيست كردند ، حق تعالى در دل سلطان وقت انداخت و كرد آنچه نكرد » . « 2 »
جهانشاه در سال 852 ه بر خراسان تسلط يافت ، او به دليل شورش فرزندش حسنعلى در آذربايجان ، خراسان را رها كرد و به آذربايجان بازگشت . چند سال بعد نيز ابو الفتح معروف به پير بوداق خان سركشى آغاز كرد . چندى در بغداد حكومت داشت به شيراز حمله كرد و آنجا را متصرّف شد . « 3 »
پير بوداق در سال 828 ه براى تأديب مشعشعيان و نيز عموزادهء خود مأموريت
هامش
( 1 ) . لغتنامه دهخدا . ذيل جهانشاه .
( 2 ) . مرآة الافراد ، ص 207 .
( 3 ) . تاريخ اسلام در ايران ، ص 441 .