يعنى كه مَرَم ز نصح مردان عليم * در آيت تلخ بين تو الهام حسن
اين نصح غريب است و اشارات حبيب * رحم است و كرم ز بهر اتمام حسن
خالى است دل جمالى از خوف و طمع * تا ظن نبرى كه خواهد انعام حسن
در ملك محمّد است و بر خوان على * زنده ز دم حسين و اكرام حسن
( ق - 19 )
پيرجمال اردستانى در اين قصيده با تكيه بر اعتقاد خويش زبان نصيحت بر اوزنحسن گشاده و او را از بىعدالتى و زورمدارى برحذر مىدارد . پير بوداق خان امير تركمانان از طايفهء قراقويونلو فرزند جهانشاه كه از طرف پدر در بغداد حكومت داشت در سال 869 ه بر پدر شوريد ، ولى جهانشاه به دفع او پرداخت . پير بوداق از راه عراق به شيراز آمد ، پيرجمال او را كه در تأديب مشعشعيان و عموزادهء خود ناموفّق بود ستوده است .
در فتح الابواب از ملاقاتش با الغبيك بن شاهرخ در سمرقند ياد مىكند . الغبيك به دست پسرش عبد اللطيف كشته شد ( 853 ه ) و اين ملاقات مىبايد پيش از سال 853 ه اتّفاق افتاده باشد . « 1 »
نكتهء ديگرى كه ذكر آن از نظر اوضاع سياسى زمان پيرجمال اهميّت دارد ، اشاره به واگذارى مراتع زيادى از جمله چاه بابا كوه و چاه بابا باباچاله و مرتع باغ شهراب اردستان به جماعتى از اعراب نجد و خابور به سرپرستى شيخ منصور كور از اعراب بنى عامر و شيخ سرخان از اعراب خابورى است . هنگامى كه امير تيمور به عنوان خونخواهى سيدالشّهدا با اهل شام و خاصّه بنى اميّه مبارزه مىكرد ، آنان به دو كمك فراوان كردند و امير تيمور پس از پيكار آنان را به ايران آورد و طى فرمانى ايشان را در اردستان مستقر ساخت ، به قول مؤلف آتشكدهء اردستان اين فرمان هنوز در خانوادهء بنى عامر باقى است . « 2 »
در هفدهم رمضان 920 ه . نيز جنگ سختى ميان شيعه و سنّى درگرفت و مردم محال كه همگى سنى بودند به مذهب تشيّع درآمدند و جدال هميشگى اين دو فرقه در اردستان از
هامش
( 1 ) . مرآة الافراد ، ص 18 . رسالهء خطّى محبوب الصّديقين ، ص 267 .
( 2 ) . آتشكدهء اردستان ، ص 227 .