تو بدان كه در اسرار كلام تفاوت نيست . و ليكن در متكلّم تفاوت هست . و در حقيقت ولايت هيچ تفاوت نيست و ليكن در اوليا تفاوتهاست و در سلطنت هيچ تفاوت نيست و در سلاطين تفاوتها بسيار است و در خلافت و امارت تفاوت نيست و در خلفا و امرا تفاوتهاست « 1 » و ذكر اين نيز در نظم خواهد گذشت . تو فرزند حال باش و چشم به عاقبت كار خود دار و لجاج پيشه مكن و مطيع علم خدا شو و از جهان بپرهيز و آن حروف آموخته را علم مپندار كه عالمان اسرار الهى غيورند . نيك انديشه كن كه علم صورت غرور مىآورد و شهوات گوناگون در علم صورت مخفيست . تحصيل حلم كن و خدمت اهل كرم و فتوّت به جاى آر و روى دل به درگاه مجرّدان نفسشكن آر و نفس بىغرض مشفقان « 2 » در جان و دل راه ده ، تا شناساى سرهنگان عرصهء لامكان شوى .
گوش به نظم دار و سير نور حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم بشنو . سير نور جبين انبيا شمّهاى شنيدى ، حاليا اسماعيل و اسحاق عليها السّلام از هم جدا گشتند . اين نيز شرح مىخواهد . ذكر اصلاب و ارحام طيّبين و طاهرات در بيان اسرار اسماعيل و اسحاق بشنو تا از سوز جانسوختگان بىسروپا نالهاى به گوش مهجوران عالم محبّت رسد . گوش به نظم دار . و صلّى اللّه على « 3 » محمّد و على آله و عترته و سلّم تسليما .
رفت اسحاق نبى با اختران * تا كند آگاه خوابآلودگان
ماند اسماعيل قربانى زار * فرد و تنها همچو دل در دست يار
دوست دارد دوست فرد بىنشان * فرد بتواند رود بر تخت جان
مرد شو در ره مايست اى فردخو * معنى فرد اى پسر در مرد جو
خويش را زنهار با مردى سپار * كه به مردان داد اين سرّ كردگار
نور پنهان است اندر نار و دود * برق غيرت « 4 » مىجهد درياب زود
خوابناكان حاضر دولت نىاند * خفتگان خود لايق دولت كىاند
راه در پيش است و تند است اى « 5 » رفيق * چست باشيد اى غريبان در طريق
اين همه آيات از بهر شماست * كه گذار آب در نهر شماست
هامش
( 1 ) . س : تفاوت بسيار است .
( 2 ) . س : مشتاقان .
( 3 ) . س : خير خلقه محمد و آله و سلّم .
( 4 ) . س : دولت .
( 5 ) . س : هان .