تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
قفل تابوت سكينه « 1 » برگشاد * آنكه بد پيغمبران را استناد خانه‌هاى انبيا و مرسلين * بد در آن تابوت چون نقش نگين سبز و خرّم از زبرجد ساخته * پرده‌ها بر روى آن انداخته آخرين بد خانهء خاص حبيب * بد در آن ديباج سرخى بس عجيب نام احمد نقش كرده بر فراز * بر يمينش نام كهل با نياز نقش خطّى بود او را بر جبين * كه درآيد اوّل او در دين يقين وز يسارش بود فاروق تقى * آنكه درهم ريخت كفّار شقى بود در پيشانىاش نقشى دگر * معنىاش آن بود اى گرديده سر كه عمر چون آهن محكم بود * وانگردد او ز تيغ و از كَبَد وز عقب آن باحياى نورناك * بود بر پيشانىاش هم خطّ پاك كه خليفهء ثالث است اين باحيا * در خلافت بركشد او هم لوا وز مقابل بود آن شير خدا * آينهء بىزنگ روى مصطفى داشت شمشير برهنهء آبدار * از براى گردن هر بىقرار هم نوشته بر جبين آن دلير * كه كند او حمله‌ها مانند شير در نيارد در صف او فكر گريز * هيچ خوفش نبود اندر افت‌وخيز دوست دارندش خداوند و رسول * زان سبب هرگز نگردد او ملول ديگر آن اعمام و آن عم‌زاده‌ها * با دو سه انصار بودند اى كيا بود بر تابوت اين نقش و نگار * كه جميع انبياى استوار بابشان اسحاق باشد اى فلان * غير آن سالار جمله رهبران جز محمّد جملهء پيغمبران * نسل اسحاق‌اند اى جوياى جان يك روايت هست از اهل رشاد * كه محمّد نيز از اسحاق زاد هم ذبيح خون جگر اسحاق بود * در جبينش نيز نور طاق بود بعد از آن ، آن كعبه‌ساز بت‌شكن * گوش اسماعيل بگرفت اى حسن گفت در گوش دلش آن سوزناك * كاى پسر با توست بىشك نور پاك
هامش
( 1 ) . س : سنينه .
مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة 81 | پير جمال الدين محمد اردستانى / سيد ابو طالب مير عابدينى