اين اشارتها براى بندگانست * ورنه او سلطان و شاه لامكانست
تو طريق و راه پاكش برگزين * تا نباشى دايما سركهجبين
تو دو پا دارى ، ندارى بالوپر * همچو كوران گرد شو در رهگذر
بو كه كحّالى رسد يا رهبرى * يا ولى خاص يا پيغمبرى
ور نيابى صدق پيش آور ادب * كاين دو پر بنمايدت ديدار رب
بىادب در صف ميا اى بو الفضول * دست زن در دامن پاك رسول
بازگردم سوى خاك نورناك * تا كشم در ديدهء دل خاك پاك
خاك پاك آن توتيا و سرمهدان * سر بنه در پيش پاى سرمهدان
سرمهدان گرچه بود خرد و حقير * مىكند صد چشم نابينا بصير
اهل معنى در جهان پيدا نبو * شاهد لولى يقين زيبا نبو
زانكه لولى دربهدر كردند فاش * بهر داد نفس جوياى معاش
شاهد مستور جو اى مرد كار * تا كند چشمش دواى هر خمار
اوليا مستور و مغفوراند و پاك * زان نمىگردند در دنيا هلاك
مرد حق نبود يقين دنياپرست * اهل حق طرفى ز دنيا برنبست « 1 »
اين جهان بىوفاى بىفلاح * صد هزاران گيج برده در نكاح
كرده آن گيج تبه دربند ريو * بعد از آن « 2 » بنموده روى همچو ديو
هركه او افتاد اندر بند ديو * همچو قارون گم شود در چاه ريو
ذكر تقوى و ولادت گوش كن * نصح پاكان همچو شكّر نوش كن
چون شوى در پيش شاهان حلقهگوش * هر شرابى كه همىخواهى بنوش
معنى آيت
« ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
( 23 / 14 ) ، خواهد گذشت . بيدار باش ، كه گنجهاى بىنشان بيداران مىيابند و بدان كه بيدارى در نيستى است و غفلت و خواب از هستى مىزايد . همراه سير مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد كه بيدار شوى . و صلّى اللّه على محمّد و على آله و سلّم تسليما « 3 » .
نيست اين عالم مقام و خوابگاه * سير در سير است و بيدارى و راه
هامش
( 1 ) . س : دان هركه از دنيا برست .
( 2 ) . س : وانگهى .
( 3 ) . س : و صلّى اللّه على محمد و آله .