تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
نور احمد مه ، منوّر مىكند * گاه لاغر گه مدوّر مىكند نور احمد مىدمد در دل حيات * هم ز نور او جهانها گشته مات نور احمد ساقى خم‌خانه‌هاست * نور احمد همدم پيمانه‌هاست نور احمد گرنه نورافشان شدى * كى زمين ساكن فلك رقصان شدى نور احمد ذو الفقار صد زبانست * نور احمد دود و نار كافرانست نور احمد علم و عقل باصفاست * نور احمد بينش عين بقاست نور احمد ابتدا و انتهاست * نور احمد ديده و وصل و لقاست نور احمد هيچ نايد در مقال * كس نبيند سرّ آن جز اهل حال نور احمد هست بىشبه « 1 » و مثال * اى جمالى ، چون نمايم آن جمال هركه شد در كوى او همچون غبار * بر سر آيد همچو ما در هر ديار ترك دنيا كن گرت بايد وصال * ورنه رو اندر چه كين و ملال
اى اخى ، معنى آيت
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
شمّه‌اى « 2 » شنيدى و در معنى حديث « اوّل ما خلق اللّه نورى » سخنى چند گذشت . تحقيقات انوار در باب تولّد حضرت سيّد ولد آدم ، محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، خواهد گذشت . تو بنده‌وار تسليم شو تا معلومت شود كه سبب چه بود كه حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و على « 3 » آله و سلّم از عبد اللّه متولّد شد . ذكر اين نيز در محلّ خود گفته شود ، « ان شاء اللّه تعالى » . حاليا ، گوش به اين حديث دار كه حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و على « 4 » آله و سلّم مىفرمايد كه : « اول ما خلق اللّه العقل » . در آن حديث « نورى » فرمود و درين حديث « العقل » فرمود : « اوّل ما خلق اللّه عقلى » نفرمود و ذكر و شرح اين نيز در آن محل كه جبرئيل عليه السّلام خود را به حضرت مصطفى « صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم » نمود گفته شود . اى اخى ، حاضر اشارت باش . غرض حضرت خواجه عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيّات آن است كه تو بدانى كه چون اوّل عقل آفريده شد تحصيل عقل مىبايد كردن ، كه عقل مقدّم است ، زيرا كه عقل كليد اسرار الهيست . گوش به نظم دار تا جوهر عقل از درياى عزّت بربايى و عزيز شوى ، كه تاج عزّت بر سر عقل نهاده‌اند . زنهار كه
هامش
( 1 ) . س : شبهه . ( 2 ) . س : شمهء . ( 3 ) . س : اين كلمه درس نيست . ( 4 ) . س : اين كلمه درس نيست .