دروازهء سراى ازل دان سه حرف عشق * دندانهء كليد ابد دان دو حرف لا
مىدان كه دل ز روى شناسان آن سراست * مشمارش از غريب شماران اين سرا
بينى جمال حضرت نور اللّه آن زمان * كآئينهء دل تو شود صادق الصّفا
و از اين مقام خبر داد عارف كه گفت : « ما نظرت فى 25 / 4 شىء الّا و رأيت اللّه فيه » يعنى در هيچ چيز از مظاهر موجودات و محالّ مكوّنات نظر نكردم مگر كه نقش جمال مطلوب و غايت كمال محبوب در او معاينه ديدم . آرى معرفت عوام به دلايل معقول است و معرفت خواصّ به شواهد مدلول . مصراع :
ببين تفاوت ره كز كجاست تا به كجا . 25 / 8
آنكه حق را به دلالت عقل شناسد كجا و آنكه حق آيات خود را در آفاق و انفس به دو نمايد كجا ؟ قال اللّه تعالى :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ . »
« 1 »
حق ، سبحانه و تعالى ، در اين آيت مىفرمايد كه من نشانههاى خود را در عالم و در نفوس بنىآدم به ايشان نمايم تا ايشان را حق مبيّن شود و چون مقصود از آفريدن آدمى و پرى معرفت خداوندى بود ، چنان كه در آيت
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
« 2 » محقّق گشت ايزد ، جلّ شأنه ، اظهار فضل و عنايت و كرم بىغايت خويش كرد و شواهد و آيات و دلايل و علامات ظاهرى و باطنى نصب فرمود تا طريق معرفت آسان گردد ؛ چنان كه زمين را به انواع اثمار و اشجار و رياحين و ازهار و به جبال راسيات و بحار زواخر و اصناف ياقوت و لئالى و جواهر و به اجناس وحوش و طيور و با ساير عجايب و غرايب غير مذكور بياراست و سماوات را به كواكب از ثوابت و سيّارات كه نيّرين 25 / 19 و سفليين و علويّات است مزيّن گردانيد و در اختلاف اوضاع و تشكّلات از اتّصالات و اقترانات چندان بديع فطرت و صنيع قدرت آشكارا ساخت كه عشر عشير آن در حدّ بيان نيايد . چنان كه در آيت
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ »
« 3 » مشرّح است و از جميع شواهد و آيات كه در عالم ظاهر نصب كرده نمونهاى از آن در نفس انسان نهاده است و اين ندا در داده كه :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ »
« 4 » و
هامش
( 1 ) . فصّلت ( 41 / 53 ) .
( 2 ) . ذاريات ( 51 / 56 ) .
( 3 ) . بقره ( 2 / 164 ) .
( 4 ) . فصّلت ( 41 / 53 ) .