تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
او بودند گفت . « الا تستمعون ؟ » يعنى : نمىشنويد كه جواب او غير مطابق است ؟ ما از حقيقت ذات سؤال مىكنيم و او از صفات جواب مىدهد ، موسى عليه السّلام باز صفتى ديگر ذكر كرد كه :
« رَبُّكُمْ وَ رَبُّ . . . آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ » *
« 1 » فرعون چون ديد كه بار ديگر جواب غير مطابق است موسى را نسبت به مجنون كرد و گفت .
« إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ »
« 2 » بار ديگر موسى ميان صفات اين جواب داده كه .
« رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ »
« 3 » و مراد موسى آن بود كه تنبيه كند كه آنچه ذكر كردم تعريف او بود و تحديد ممكن نيست اگر شما عقل داشته باشيد ؛ بدانيد كه بسايط قابل تحديد نيست و رسم اگرچه ممكن است ولى مفيد معرفت حقيقت نيست ، چنان كه در موضعش مقرّر است . و متكلّمان منع مىكنند حصر طرق معرفت حقيقت ذات را در آنچه حكما ذكر كرده‌اند و در سند منع گفتند : چرا نمىشايد كه معرفت ذات بارى ، سبحانه ، به طريق الهام يا طبق علم ضرورى يا به رياضت و تصفيهء باطن حاصل شود و چرا نمىشايد كه جواب موسى از قبيل اخراج كلام لا على مقتضى الظّاهر باشد از براى همان نكته كه مذكور است در قول بارىتعالى :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ »
« 4 » و ادلّهء متكلّمان [ كه ] بدان الزام حكما مىكنند در كتب كلاميّه مسطور است و ليكن اين كتاب قابل كثرت قيل و قال و محلّ بحث و جدال نيست و اهل درد را به بيان قوانين عقل چندان اشتغال نى .

حكايت :

مردى ، صاحب دردى ، اهل دلى ، جهانگردى ، بر كنار حوضى سر برهنه نشسته بود و نظّاره‌اى كه زحمت ماليخوليا داشت مالك منع وسوسه نفس نشد تا سيلى محكم بر قفاى بيچاره زد ، چون در عربده پيوستند صاحب ماليخوليا گفت : از تو سؤالى دارم جواب من برگوى بعد از آن به مكافات مشغول شو . گفت : آواز حالى كه از سيلى زدن پيدا شد از دست من بود يا از گردن تو ؟ صاحب درد گفت : مصراع .
تو كه بىدردى از اين انديشه كن .
مرا چندان درد گردن هست كه پرواى فكر كردن نيست . نظم :
درد عشق از جان عاشق كم مباد * وانكه بىدرد است در عالم مباد
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 / 26 ) . ( 2 ) . شعراء ( 26 / 28 ) . ( 3 ) . شعراء ( 26 / 28 ) . ( 4 ) . بقره ( 2 / 189 ) .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 22 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان