وضو بىاعانت خادم اولى است ، و چون اصحاب از سبب تأخير جواب سؤال كردند گفت : در حال سؤال ، به وضويى نشسته بودم كه به اعانت ديگرى بود رفتم و آب ، خود ، برگرفتم و بىمعونت ديگرى وضو كردم و بعد از آنكه خود عمل نمودم او را تحريض كردم تا باشد كه در او اثر كند و بدان قيام تواند نمود . دوم : كمال شفقت و مهربانى ، چنان كه « اللّهمّ اهد قومى » اشارت به كمال شفقت او ، عليه السّلام ، كرده شد و آثار و اخبار در كمال شفقت و مرحمت او ، عليه السّلام ، از حدّ احصاء بيرون است . سيم :
شناختن قابليّت سامع كما قال تعالى :
« فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى »
« 1 » و قال جلّ ذكره ،
« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي »
« 2 » چهارم قطع طمع خويش و اعراض از اغراض فاسده و لهذا خواجه ، عليه الصّلاة و السّلام ، مأمور شد بدين قول كه : « ما سألتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الّا على اللّه » يعنى هرچه من از شما مسئلت نمايم از جهت اجر و جزا ، آن هم شما راست و جزا و اجردهندهء من حضرت خداست
« وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
« 3 » يعنى حضرت إله دانا « 4 » . . . . مسئلت اجر است و اگرچه آيت كريمه را محامل ديگر است امّا ملايم بدين معنى است كه مولانا مىفرمايد : نظم .
گر طمع در آينه 4 / 14 برخاستى * آن زمان خود آينه چون ماستى
گر طمع بودى ترازو را به مال * راست كى گفتى ترازو وصف حال
هركه را باشد طمع الكن شود * با طمع كى چشم دل روشن شود
پنجم آنكه در اوان نصيحت و حالت مخاطبت رفق و ملاطفت مرعى دارد تا سامع را قهر نيايد و از سعادت قبول نصيحت باز نماند ، چنان كه موسى و هارون 4 / 18 ، عليهما السّلام ، در مخاطبه و دعوت فرعون مأمور بودند بدين كه :
« فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى »
« 4 » و اخراج كلام لا على مقتضى الظّاهر و سلوك طريق كلام منصف كه خواجهء كونين بدان قيام نمود چنان كه حضرت بارى ، عزّ اسمه ، خبر مىدهد كه
« إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ . »
« 5 » مبنى بر اين و مبيّن اين است .
عمدهء شرائط تأثير نصيحت در ناصح اين پنج است :
امّا در سامع ، اوّل حسن اعتقاد در شأن ناصح و او را صادق المقال و حسن الفعال و
هامش
( 1 ) . يوسف ( 12 / 108 ) .
( 2 ) . يوسف ( 12 / 108 ) .
( 3 ) . سبأ : ( 34 / 47 ) .
( 4 ) . طه : ( 20 / 44 ) .
( 5 ) . سبأ : ( 34 / 24 ) .