بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
ديباچهء مؤلف
ربّ 1 / 2 وفّقنى للتّتميم « 1 » حمد و ثناى بىغايت و شكر و سپاس بىنهايت حضرت ملكى را كه ملك او از سمت زوال مبرّاست ، و سلطنت او از وصمت انتقال « 2 » معرّا . پادشاهى كه سرافرازى تاجداران بر درگاه جلال او از اقامت وظايف مسكنت و سرافكندگى است ، و آبروى شهرياران در بارگاه كمال او از ادامت مراسم عبوديّت و بندگى .
از بندگىّ اوست بزرگىّ و احترام * از خواجگىّ و منصب و افزونى خدم
محتاج خاك پاى گدايان درگهش * شاهان باشكوه و اميران محترم
بر خاك آستان جلالش برابر است * قدرى فقير 1 / 8 بىكس و سلطان محتشم
آن حىّ ازلى و قيّوم لميزلى ، كه حيات و وجود هر موجود رشحهاى از رشحات بحار وجود اوست ، و افاضهء وجود هر مشهود نفحهاى از نفحات گلزار فيض وجود اوست كه بر دامن قباى بقايش گرد فنا ننشيند و آستين خلعت ما سواى او را هيچ احدى بىطراز عدم نبيند . « كما قال جلّت اسمائه العظام و عمّت نعمائه الجسام : كلّ من عليها فان و يبقى وجه ربّك ذو الجلال و الاكرام » « 3 » بىنيازى كه چارهء مستمندان احسان بىانتهاى اوست و مرهم جان دردمندان درد بىدواى او . بيت :
ز خلق جهان ذات او بىنياز * همه خلق را لطف او چارهساز
هم از درد او عاشقان را طرب * وصالش تمنّاى اهل طلب
چو انديشه را نزد او راه نيست * خرد لا جرم از وى آگاه نيست
دست هيچ فهمى به ذيل صفاتش نرسيده و مرغ هيچ وهمى در اوج ذاتش نپريده .
طاير فكر ادراك در طيران هواى هويّت او پروبال ريخته و بويى از گلزار وصالش نشنيده
هامش
( 1 ) . نسخه : للتميم .
( 2 ) . نسخه : اسقال .
( 3 ) . رحمن ( 55 / 26 ، 27 ) .