تصرّفى را كه در عبارات كرده است بر خوانندگان ارجمند پوشيده نماند و اصل نسخه همه جا شناخته و معيّن باشد ، و آنچه را كه از عهدهء اصلاح برنيامد يا به درستى كلمات و عبارات نسخه اعتماد نداشت به همان حال باقى گذاشت .
در شرح حواشى و تعليقات و ذكر مقدّمه كتاب ( به دلايلى ) « 1 » همه جا رعايت اختصار را در پيش گرفت و از معرّفى كامل اعلام و توضيح لازم مطالب و شرح فراخور بعضى مسائل به اندك اشارتى بسنده كرد ، تا فرع زايد بر اصل و حواشى بيشتر از متن نگردد .
رسم الخطّ نسخه - در اين باب هم سخن گفتنى بسيار است ، ولى ما را همچنان ، بنا بر اختصار است ، و آنچه را هم كه متذكّر مىشود ، بدين جهت است كه در طبع كتاب ، خود را گاهى ملزم به رعايت آن ساخته است ، و نيز آشنايى بيشتر با املا و رسم الخطّ كتابى كه از زمان تحرير آن تاكنون قريب پنج قرن مىگذرد . « 2 »
ناسخ در نوشتن كلمات مركب ، كه معمولا از تركيب ، واژهء مستقلى پديد مىآورند پايبند ضابطه و قاعدهاى نبوده است ( يا شايد رسم نويسندگان در آن زمان چنين بوده است ) . گاه الفاظى را كه بهطور معمول امروز متّصل مىنويسند از هم جدا كرده . « 3 » مانند - گمراه - پيروى - شاهراه - گلبرگ - ديروز - كامگار - راهروان - صبحدم - صاحبدل - جهانبان - آدميزاد - نيمروز - كمياب - جايگاه - دلريش - پيلبان و . . . و . . . كه آنها را جدا و به صورت گمراه - بتخانه - پىروى - گلبرگ - دىروز و . . . الخ نوشته است . و گاه برخى از اين كلمات را پيوسته و متّصل نوشته ، چنان كه امروز مىنويسند .
گاهى بعضى كلمات را كه جدا و مستقلّ از يكديگر هستند متّصل نوشته ، مانند :
شرمدار ( شرم دار ) . « 4 »
و همچنين « خوردى » را به جاى « خردى » و « خواطر » را به جاى « خاطر » و تپيدن را به صورت « طپيدن » نوشته است . « 1 »
هامش
« خلافت » به جاى « خلاف » و « بگيرد » به جاى « نگيرد » و بسيارى ديگر ، از نمونههاى آن است .
( 1 ) . رجوع فرمائيد به ص 67 آخر مقدّمه .
( 2 ) . تاريخ تحرير نسخه به سال 891 ه بوده . ر . ك : ذيل ص 60 مقدّمه .
( 3 ) . اين دسته از كلمات را به حال خود گذاشت و به همان صورت كه در نسخه آمده به مطبعه داد .
( 4 ) . اينگونه كلمات را در چاپ كتاب از هم جدا آورد و غلطها را هرچه ديد و متوجّه گرديد ، اصلاح كرد .