ديگر فعل « نمود » را به جاى « كرد » و هم در جاى خويش و به معناى نشان دادن ، مكرّر به كار برده و موارد استعمال آن به جاى « كردن » غالبا مواقعى بوده كه پايبند سجع عبارت گرديده است مانند : از آنجا كه حسن اعتقاد او بود اين فقير را طلب نمود .
ص 8 .
غير از آنچه گفته شد ، اختصاصات ديگر مانند تسميه پسر بنام پدر ( ص 114 و 120 و غيره ) حذف فعل ، به كار بردن پيشاوندهايى چون « فرا » و « فرو » و « در » ( ص 113 و 124 ) و استعمال كلمهء حضرت « به معناى حضور و خدمت ( ص 29 ) و نكتههاى بسيار ديگر در كتاب ديده مىشود كه از ذكر و شرح آنها صرفنظر مىشود .
دربارهء سبك و مختصّات لفظى كتاب مطالبى اگرچه به اجمال گفته شد ، اكنون چند كلمهاى هم بر سبيل اشارت در باب شيوه نويسندگى و ارزش معنوى سبك آن سخن بايد گفت .
بهطور كلّى نثر كتاب چنان كه از اين پيش گذشت يكدست و يكنواخت نيست ناهموارى بسيار در آن ديده مىشود . گاه عباراتى بسيار ساده و روان دارد ، و گاه آراسته و رنگين است ، و گاه پرتكلّف و سنگين و اين اختلاف بهطورى كه اشاره شد قسمتى بر اثر رنگپذيرى و تأثر مؤلّف است از عبارات كتبى كه مورد استفادهء او قرار گرفته ، ولى شيوه و طرز او در نگارش همان نثر معمول و متعارف نويسندگان قرن هشتم و نهم هجرى است ؛ مسجّع و موزون و مزيّن به آيات و احاديث و اشعار و انواع جناس و آميخته با اطناب و قرينهسازى و جملهپردازى و استعمال كلمات مترادف و به كار بردن واژههاى تازى و گاه تتابع اضافات و تطويل جملات و در آخر بىرونق ساختن عبارات و بهندرت درج اشعارى سست و بىارزش از خود كه پندارى بىرويّه و فىالبديهه سروده است . بر روى هم اگرچه اشعارى خوب و نثرى گيرنده و مطلوب دارد ولى در مواردى معدود نيز ضعفى در اشعار و تكلّفى در عبارات و گفتار او ديده مىشود .
روش تصحيح
براى تصحيح كتاب ، چنانكه در آغاز بدان اشاره شد ، نخست با مشكلى عظيم روبرو