تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 59

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ٥٩
نشانه‌هاى ديگرى از اين قبيل بسيار است كه با ملاحظه و دقّت كامل در آنها شايد روا باشد بگوييم آنچه را كه بر صفحه دفتر نگاشته از لوح خاطر آورده و در هنگام تأليف كتاب و نقل عبارات عين نسخه‌ها را پيش چشم نداشته است . هرچه هست اقرار بايد كرد كه عبارات كتاب در برخى از موارد با عبارات مآخذ آن كم‌وبيش همانند است ، يا دست كم رنگى شديد از آنها پذيرفته و مؤلّف در هنگام تأليف اثر خويش اگر از آن مآخذ استنساخ نكرده ، سخت تحت تأثير عبارات و شيوهء گفتار آنها قرار گرفته است .

سخنى در سبك كتاب و اختصاصات آن

- و اين رنگ‌پذيرى و تأثّر و نظر داشتن به عبارات و تعبيرات ديگران خود سبب گرديده تا نثر كتاب همه جا يكدست و يكنواخت نباشد . گاه در اوج سادگى و روانى ، و گاه در كمال تكلّف و دشوارى ، و زمانى نثرى ميانه و بين بين ، و در غالب موارد نثرى متعارف و مسجّع ولى بىتكلّف باشد . آنچه دربارهء سبك كتاب و خصوصيّات آن درخور گفتن است يكى وجود تركيبات بديع و نوادر لغات و كاربرد افعال و ابدالهاست ، كه هرچند در زبان فارسى همهء آنها سابقهء استعمال دارد ولى به كار گرفتن آنها در اين كتاب خود از موارد ديگرى است كه نشانهء رواج و سبب تأييد آنها تواند بود . و برخى از آنها عبارت است از : آب زده - شسته و تميز آن سرى و اين سرى ص 183 و 285 - عالم آخرت و دنيا اشكار - شكار ( با الف و صلى مانند : استم ، اشتر ، اشكم ) اسفهسالار ص 134 - سپه‌سالار بازخوان بازخوان ص 60 - شعرى و آهنگى و مطلبى را تكرار و زمزمه كردن و بر زبان آوردن . تركيبى خوش و بديع است . بمان - بگذار بشوليده ص 108 - آشفته و پريشان پگاه - صبح زود پيراهن ساختن - پيراهن درست كردن و تهيّه كردن تبش ص 166 - تاب و گرما . بشرهء مباركش از تبش آن زرد شده .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 59 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان