دلت با يار ديگر زان بپيوست * كجا غرقه به هر چيزى زند دست
قل الحق و ان كان مرّا - در نهج الفصاحة ش 2101 - ترك الاطناب ، ش 451 - كشف الخفا ، ش 1890 - كنوز الحقائق ج 2 ص 33 و شرح تعرف ص 165 ج 4 ديده شد . اين مثل كه در زبان پارسى رايج است اشاره بدين حديث است : « حرف حلق تلخ است » و نيز اين بيت نظامى گنجوى در مخزن الاسرار ( به تصحيح حسين پژمان بختيارى ص 94 ) :
گر سخن راست بود جمله در * تلخ بود تلخ كه « الحق مر »
قلب المؤمن بين اصبعين . . . - نهج الفصاحة ، ش 665 ( با اختلافى ) سيوطى ج 1 ص 281 و 314 - فيض القدير ، ش 2086 - ترك الاطناب 864 ( با اختلافى ) ، صحيح مسلم ج 8 ص 51 . كنوز الحقائق ج 2 ص 33 و غالب كتب اهل تصوف چون شرح تعرف ج 2 ص 101 و حديقه ص 71 و فتوتنامه ص 342 و تفسير كشف الاسرار ج 1 ص 65 و مرصاد ص 209 و احاديث مثنوى ص 6 و 89 و 100 و اشعه اللمعات ج 1 ص 52 و التصفيه 190 و غيره . مثنوى
من چو كلكم در ميان اصبعين * نيستم در صف طاعت بين بين
قلة المعرفة من خساسة الهمة - از سخن بزرگان است . در غرر الحكم و درر الكلم ج 4 ص 500 نظير اين مضمون آمده : « قدر الرجل على قدر همته » و در غرر و درر ج 1 ، ش 231 . المرء بهمته . اين عبارت را بعضى از مشايخ نيز گفتهاند . « من صح ايمانه لم ينظر الى الكون لان خساسة الهمه من قلة المعرفة » ناظر به همين عبارت است . ( ر . ك . ص 181 كتاب ) و فهرست سخنان بزرگان .
القضاة ثلاثة . . . - در كشف الخفا ، ش 1878 و سيوطى ج 2 ص 82 و ترك الاطناب ص 174 و مرصاد ص 496 و فيض القدير ، ش 6004 - آمده است .
القضاء لا يتبدل - اين حديث به صورت « لا يرد القضاء الا الدعاء . . . » و « المقدر كائن » در نهج الفصاحة ش 2537 و نهج البلاغه 1120 ، آمده است . مضمون آن نيز در اشعار و ادبيات پارسى بسيار و به صورتهاى گوناگون راه يافته . از جمله :
قضا چون ز گردون فروهشت پر * همه عاقلان كور گردند و كر