تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
نزد خرد شاهى و پيغمبرى * هر دو نگينند و يك انگشترى گفتهء آنهاست كه آزاده‌اند * كاين دو ز يك اصل و نسب زاده‌اند
در تاريخ بيهقى ( ص 582 ) نيز چنين عبارتى مىبينيم : « كار جهان بر پادشاهان و شريعت بسته است ، دولت و ملت دو برادرند كه به هم بروند و از يكديگر جدا نباشند . » عرفت ربى بربى - نظير آن در منتخب اصول كافى ص 55 چنين آمده : « اعرفوا الله بالله » و در دعاى صباح نيز منقول است : « يا من دل على ذاته بذاته » - در حديقه سنائى ص 63 اين شعر :
به خودش هم شناخت نتوانست * ذات او هم به دو توان دانست
ناظر به مضمون اين عبارت است . در مرصاد نيز ص 51 و 240 آمده . به اين صورت در كتب احاديث ديده نشده ، شايد از كلمات عرفا باشد كه مضمون آن را از « عرفت الله بالله . . . » گرفته‌اند . در تعليقات حديقه ص 87 مىنويسد : در كتاب كشف المحجوب گويد امير المؤمنين على عليه السلام را پرسيدند از معرفت گفت : « عرفت الله بالله و عرفت ما دون الله بنور الله » و در كتاب شعرانى و شرح تعرف ج 1 ص 96 اين گفتار به بايزيد نسبت داده شده و در برخى كتب ( مانند اللمع ابو نصر سراج ص 104 و تذكرة الاولياء ) به ذو النون مصرى منسوب است . عظ نفسك . . . - احياء ص 378 : اوحى الله تعالى الى عيسى ( ع ) يا بن مريم عظ نفسك . . . - الخ و الا فاستحيى من الناس ( او منى ) - مكاتيب فارسى غزالى ص 108 ، ترجمهء رسالهء قشيريه ص 337 - در ضمن اشعار صفحه 67 مؤلف آورده است :
درى را كه حق به هر داود سفت * « عظ النفس ثم عظ الناس » گفت
از مضمون آن چنين برمىآيد كه خطاب به حضرت داود بوده است نه به عيسى عليهما السلام . همچنين در ص 76 مىنويسد : در اخبار آمده است كه . . . داود نبى عليه السلام در مناجات با حضرت رفيع الدرجات گفت : خداوندا مرا براى دعوت و موعظت فرستاده‌اى و امت دعوت نمىشوند و موعظت و نصيحت من قبول نمىكنند . جواب آمد كه « عظ نفسك فان اتعظت فعظ الناس و الا فاستحيى من الله . » العلاج باضدادها - در حواشى مرموزات ص 158 نوشته شده است . تصور نمىكنم حديث باشد . در رسالهء قدسيه خواجه محمد پارسا ص 81 مقامات نقشبنديه چاپ بمبئى