تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
و آن را قديم مىپندارند و اين بر خلاف اعتقاد اهل دين و مذهب حقّه است . سخنوران عارف و معتقدان به اصول اسلام نيز عقايد فلاسفه را مردود شناخته و با آنان معارضه داشته‌اند و گويند :
به كنه ذاتش خرد برد پى * اگر رسد خس به قعر دريا
و هم مولانا پاى استدلاليان را چوبين و سخت و بىتمكين مىخواند ، و خاقانى مىگويد :
فلسفه در سخن مياميزيد * وانگهى نام آن جدل منهيد نقد هر فلسفى كم از فلسى است * فلس در كيسه عمل منهيد
فردوسى را در آغاز شاهنامه در اين معنى ابياتى رايق و بلند است از آن جمله گويد :
خرد را و جان را همىسنجد او * در انديشهء سخته كى گنجد او خرد گر سخن برگزيند همى * همان برگزيند كه بيند همى نيايد به دو نيز انديشه راه * كه او برتر از نام و از جايگاه
امام محمّد غزّالى در يكى از آثار خود به نام « تهافة الفلاسفة » با دلايل بسيار عقايد آنان را رد كرده است . « 1 » دهرى يا دهريّه : فرقه‌اى كه پيروان آن معتقدند دهر قديم و واجب الوجود است و او انسان را به هر صورت كه بخواهد درآورد . دهريان وجود خداى را كه آفرينندهء طبيعت و دهر است انكار مىكنند . براهمه - پيروان آيين برهما را گويند . دين قديم هندوان ، پيروان اين فرقه به سه خدا معتقدند : 1 - برهما خداى بزرگ 2 - ويشنو ( محافظ ) آمر كائنات . 3 - شيوا ( مخرّب ) خراب‌كننده موجودات . شهر بنارس در هند شهر مقدّس آنان است . اهل تشبيه - يا مشبهه ، عموم فرقه‌هاى اسلامى كه در شناسانيدن خدا براى او همانندهايى قايل بوده‌اند و خدا را به مخلوقات تشبيه مىكردند . معطّله - اهل سنّت فرقه‌هايى را كه از خداوند نفى اسماء و صفات مىكرده‌اند معطّله
هامش
( 1 ) . ابن رشد اندلسى بعدها كتابى بنام « تهافة التّهافة » بر ردّ آن نوشته است .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 409 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان