تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
( 310 / 3 ) - بنده مىنالد . . . ر . ك . مثنوى مولانا ص 326 . ( 310 / 22 ) - . . . نظير اين حكايت در مجموعهء خطى معيناى اردوبادى ( نوشته شده به سال 1003 ه و مضبوط در كتابخانه دانشگاه تهران ) حكايتى نقل شده است و مىنويسد : « . . . و اين نعمت كه حق تعالى به من داده و اين انعام كه با من كرده است با هيچ كس نكرده . عيسى گفت تو را در اينجا كه غمخوارى مىكند ؟ گفت : آن كس كه هفت آسمان و زمين نگاه مىدارد . گفتم تو را چه آرزوست ؟ گفت : يك آرزو دارم . دخترى دارم كه به جاى زنان رسيده گاهى دلم به وى نگران مىگردد از حق تعالى مىخواهم كه اين غم از دل من بردارد تا دل من به حق خالص گردد . عيسى ، عليه السّلام ، فرمود چون پاره‌اى راه رفتم ديدم دختر او افتاده و شير بدريده . گفتم : سبحان اللّه آن پير زال به مراد دل رسيد » . در تمام اين حكايت كه در اين مجموعه نقل شده و پيداست مأخذ هر دو يكى است روشن نشده چيزى را كه عيسى گفت : « اين در دست من نيست » چيست و هم به عبارت « طوبى لها . . . الخ » اشارتى كرده نشده است . ( و ر . ك . به كيمياى سعادت ص 973 حكايتى مشابه آن . . . ) . در احياء علوم الدّين 4 / 250 روايت شده است كه عيسى ( ع ) به مردى نابينا و مبروص و زمين‌گير گذشت كه مبتلى به فلج و جذام نيز بود و در آن حال شكر مىكرد و خدا را سپاس مىگفت كه او را از آنچه بسيارى از مردم دچار آن هستند رهايى و عافيت بخشيده . عيسى گفت : جاى تعجب است چه بلايى است كه در وجود تو نيست و كدام درد است كه بدان دچار نيستى ؟ « فقال يا روح اللّه انا خير ممّن لم يجعل اللّه فى قلبه ما جعل فى قلبى من معرفته ، فقال له صدقت هات يدك فناوله يده فاذا هو احسن النّاس وجها و افضلهم هيئة و قدا ذهب اللّه عنه ما كان به فصحب عيسى ( ع ) و تعبّد معه . » در اين روايت احياء نيز كه شايد ريشهء آن دو حكايت سابق الذّكر باشد و همه اختلافهايى با يكديگر دارند اشارتى به عبارت « طوبى لها سبقت عنّى الى الجنّة » نشده و خود نبايد كه شده باشد كه بيمار شفا يافت و سلامت كامل به دست آورد . ظاهرا چنين مىنمايد كه اين عبارت را داستان‌پردازان كه به آن شاخ و برگ داده‌اند ساخته و افزوده باشند . بر سرى آنكه به اخبارى كه از پيغمبران سلف نقل شده است حديث گفته نمىشود . ( اطلاق حديث ، به خبرى مىشود كه از پيغمبر اكرم و ائمّهء اطهار نقل كنند . و گفته شده است نقل