نخواهد بود به تخصيص كه طالب انوار جبروت و واقف اسرار ملكوت را موسى [ وار ] در دبيرستان اتّباع خضر معنى از براى تعليم علم لدنّى بر لوح صبر ، اوّلا نقش ابجد سكوت مىبايد خواند كه :
« فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً . »
« 1 » خاقانى :
كسى كاين خضر معنى راست دامنگير چون موسى 342 / 5 * كف موسى و آب خضر بينى در گريبانش
همه تلقين خاموشى است در آثار تأويلش * همه تعليم نادانى است در آيات برهانش
مرا بر لوح خاموشى الف با تا نوشت اوّل * كه درد سر ز نادانىّ و خاموشى است درمانش
نخست از من زبان بستد كه طفل اندر نوآموزى * چو نايش بىزبان بايد نه چون بر بط زبان دانش
چو ماندم بىزبان چون ناى جان بر من دميد از لب * كه تا چون ناى سوى چشم رانم دم به فرمانش
چنان در بوتهء تلقين مرا بگداخت كاندر من * نه شيطان ماند و وسواسش نه آدم ماند و عصيانش « 2 »
لا جرم به حكم « من صمت نجا » بنده را مفاخرت و غايت اميد و نهايت رجا در خاموشى است نه در بسيار گفتن و هرزهكوشى و وظيفه ، عيبپوشى است نه خويشتنفروشى ، چنان كه پيش از چند سال كه هنوز غصن شباب رطيب و برد حداثت قشيب و شكوفهء امل طرى و فهم از خلل برى بود و ميلان طبيعت به اظهار فصاحت زيادت و غليان شوق به احراز قصب سبق در مضمار بلاغت [ بىنهايت ] عدّتى آماده [ و ] گوهر اين معنى سفته بودم و به مخاطبهء نفس خويش گفته كه : لمؤلّفه .
اى كه در گلزار معنى خوشنوا چون بلبلى * در رخ گل بنگرىّ و كمخروشى بهتر است
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 / 70 ) .
( 2 ) . شعرها ز روى ديوان تصحيح شد .