تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
آب حيات نوشى و آب حيات آنگاه به دست آرى كه در قطع ظلمات كوشى ، لا جرم در طلب اين كيميا 325 / 2 كه [ تو را ] از اسفل السّافلين بشريّت به اعلى عليّين ملكيّت رساند ، تا در بوته مجاهدت نگدازى و نقد قلب و روان خويش درنبازى اثر [ ى ] از آثار نبينى و خبرى از اخبار او نشنوى و چنان كه كيمياى صورى در گنجينهء هر گدايى نباشد بلكه در گنج پادشاهى بود ، كيمياى معنوى نيز هرجا نباشد بلكه جز در خزانهء ربوبيّت نتوان يافت و خزانهء خداى در آسمان ، جواهر فرشتگان است و در زمين دل پيغمبران ، صلوات اللّه عليهم ، و آنان كه خلعت صافى به متابعت حبيب پوشيده‌اند و بادهء صافى محبّت نوشيده و به واسطهء اتّباع به مرتبهء محبوبيّت رسيده كه :
« فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
« 1 » گفته‌اند . لمؤلّفه :
تو پيرو شو و رحمت شاه بين * به جان سرّ يحببكم اللّه بين بكن اتّباعِ حبيبش به جان * كه محبوب گردىّ و شاه جهان
پس هر كه اين كيميا جز از حضرت نبوّت جويد راه غلط كرده باشد و آخر كار وى قلّابى بود و حاصل كار وى پنداشتى باشد و در موسم قيامت افلاس وى پيدا شود و قلّابى وى آشكارا گردد و پندارهاى او رسوا شود و سرّ
« فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »
« 2 » به ظهور پيوندد و از هر جانبى ندا آيد كه : بيت .
خواجه پندارد كه دارد حاصلى * حاصل خواجه به جز پندار نيست
لا جرم از رحمتهاى بزرگ ايزد ، تعالى ، يكى آنكه چندين [ هزار ] پيغامبر را ، عليهم السّلام ، به سوى انام فرستاد تا طريق تحصيل اين كيميا تعليم نمايند و ايشان را بياموزند كه گوهر دل را در بوتهء مجاهدت چون بايد نهاد و اخلاق ذميمه را كه خبث و كدورت دل از اوست از وى چون بايد زدود و اكتساب اخلاق حميده چگونه بايد كرد و از براى اين معنى حضرت [ كريم ] ، جلّت اسماءه و عمّت نعماءه ، همچنان‌كه به پادشاهى و پاكى خود تمدّح كرد و منّت نهاد و گفت :
« يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ »
« 3 » به فرستادن رسولان هم منّت نهاد و گفت :
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ
، الى قوله :
لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ . »
« 2 » « يزكّيهم » آن بود كه اخلاق ناپسنديده كه صفت بهايم است از ايشان پاك كند و يعلّمهم الكتاب و الحكمة آن است كه صفات ملايكه را لباس و خلعت ايشان گرداند و مقصود اين كيميا آن است كه از هرچه مى نبايد ، و آن صفات
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 / 31 ) . ( 2 ) . ق ( 50 / 22 ) . ( 3 ) . جمعه ( 62 / 1 و 2 ) .