تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
لب فرو بستن از انديشه و كمتر گفتن * به از آن بد كه پشيمانى بسيار آرد
پس در اين حالات شيخ واقعه‌شناس بايد تا او را به تصرّف ولايت از اين پندار بيرون آرد و گويد : لمؤلّفه .
هين به خيالى مشو بندهء پندار خويش * دولت آن كس كه او بستهء پندار نيست
و گشاده گشتن ابواب وقايع غيبيّه و ظاهر شدن علامات انواع صفات بشريّه [ را ] كاملى بايد مؤيّد به تأييد الهى و معلّم به علم تأويلات غيبى ، چنان كه يوسف ، عليه السّلام ، گفت :
« رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ »
« 1 » تا بيان وقايع و كشف احوال مريد كند « 2 » 323 / 8 و او را به تدريج زبان غيب درآموزد و ترجمان او باشد و الّا از آن اشارات و معارف محروم ماند و ترقّى ميسّر نشود و معرفت مقامات حاصل نيايد .
چون پاى طلب برون نهادى * هان تا نروى به خود مرادى زيرا كه سفر در اين مراحل * بىتوشه و رهبر است مشكل هر واقعه‌اى كه مشكل توست * هر بيش و كمى كه حاصل توست با پير بگوى اگرچه داناست * پوشيده مدار اگرچه بيناست تا كشف وقايع تو سازد * رايات رشاد برفرازد
صاحب مرصاد ، شيخ نجم الدّين رازى ، قدّس سرّه ، آورده است كه هر سالك كه سير به قدر وقوف خويش كند به سالها مسافت يك مقام از مقامات اين راه قطع نتواند كرد زيرا كه روش مبتدى از روش موران ضعيف كمتر باشد .
هر مور كجا قطع كند اين ره را 323 / 18
و بعضى مقامات است در اين راه كه عبور از آن به طيران بود و مبتدى را طيران ميسّر نشود كه او بر مثال بيضه است به مرغى نارسيده و به مقام مرغى جز به تصرّف مرغ نتوان رسيد ، پس شيخ مرغ صفت است ، مريد چون خود را بر پروبال ولايت او بندد مسافتهاى بعيد كه به عمرها به خودى خود [ قطع ] نتوانستى كرد بر شهپر همّت شيخ به اندك روزگار قطع كند و در عالمى كه طيران نتوانستى كرد به تبعيّت شيخ طيران كند . اين ضعيف در خوارزم ، سالكى را ديد او را شيخ ابو بكر مىگفتند ، از خراسان بود از
هامش
( 1 ) . يوسف ( 12 / 101 ) . ( 2 ) . نسخه : تا بيان مريد و كشف . . . عبارت متن از روى مرصاد العباد ص 232 به بعد تصحيح شد . ر . ك : حواشى .