من آن شريف ذاتم و پاكيزه و پاكيزه صفات كه وجود مرا پدرم ابراهيم به دعا از خدا طلبيده است و عيسى به آمدن من بعد از او بشارت رسانيده ، « كما قال تعالى
« مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ »
« 1 » و مصداق به رؤياى مادر خويشم كه ديده بود كه نورى از وجود او پيدا شدى و اقطار مكّه از آن نور پر گشتى پس آخر زمان شد ، در ميان طايفهاى از امّت عرب كه ايشان را كتابت و قرائت و علم فضل و ادب نبودى ، نبى امّىّ عربىّ هاشمىّ به رسالت مبعوث گشت و اشعهء آفتاب جلالت او ظلمات جهالت و ضلالت را از اقطار و آفاق عالم ازالت فرمود . لمولانا :
شب گشته بود هركس در خانه مىدويد * ناگه نماز شام يكى صبح بردميد
جانى كه جانها همگى سايههاى اوست * آن جان براى پرورش جان ما رسيد
تا خلق را رهاند زين حبس و تنگنا * بر رخش زين نهاد و سبك تنگ بركشيد
بگشاى سينه را كه صبا مىرسد ز راه * مرده حيات يابد و تازه شود قديد « 2 » 318 / 11
اعنى به حكم
« لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ »
« 3 » حبيب و رسول موعود لباس صافى وجود در پوشيد و در تعليم علم و حكمت و تزكيهء نفوس امّت به جان و دل بكوشيد . كما قال تعالى :
« هُوَ الَّذِي » بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ :
« 4 » يعنى اوست آن خداوندى كه در قوم امّيّين رسولى هم از ايشان فرستاد تا بخواند بر ايشان آيات خداى را ، عزّ و جلّ ، و از اوساخ معاصى و چرك شرك ، نفوس ايشان را پاك سازد و به تعليم كتاب و حكمت بپردازد اگرچه اين طايفه پيش از آن گمراه بودند و از اسرار وحدانيّت غير آگاه ، امّا چون امين صادق ، طبيب حاذق بود از شفاخانهء غيب الغيوب امراض قلوب را معالجت فرمود و هر مريضى كه بعد از او آيد و اختيار اتّباع او كند هم به هدايت او مهتدى شود كه :
« وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ »
« 5 » و اين همه هدايت به محض فضل و عنايت الهى است ، كما قال تعالى :
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
« 6 » و ليكن انبيا و رسل در هدايت با قوم سبل نايب حقّاند .
نى غلط گفتم كه نايب يا منوب * گر دو پندارى قبيح آيد نه خوب « 7 » 318 / 24
هامش
( 1 ) . صفّ ( 61 / 6 ) .
( 2 ) . ر . ك : حواشى .
( 3 ) . حجّ ( 22 / 47 ) .
( 4 ) . جمعه ( 62 / 2 ) .
( 5 ) . جمعه ( 62 / 3 ) .
( 6 ) . جمعه ( 62 / 4 ) .
( 7 ) . ر . ك : حواشى .