تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
نعمت ، محض نقمت . مثنوى :
ناخوش او خوش بود بر جان من * جان فداى يار دل‌رنجان من 316 / 2
لا جرم اهل محبّت به قضا رضا دهند بلكه در كشيدن بلاى دوست و اصابت آنچه موافق مراد اوست منّت بر جان خود نهند و يقين دانند كه درد او مايه‌بخش درمان است ، لا جرم در مخاطبهء خويش گويد : شعر .
مجوى شادى چون در غم است ميل نگار * كه در دو پنجهء شيرى تو اى عزيز شكار اگرچه دلبر ريزد گُلابه بر سر تو * قبول كن تو مر آن را به جاى مشك تتار درون تو چو يكى دشمنى است پنهانى * بجز جفا نبود هيچ دفع آن سكسار كسى كه بر نمدى چوب زد نه بر نمد است * ولى غرض همه با آن برون شود ز غبار غبارهاست درون تو از حجابِ منى * همى برون نشود آن غبار از يك بار به هر جفا و به هر جور اندك اندك آن * رود ز چهرهء دل گه به خواب و گه بيدار تراش چوب نه بهر هلاكت چوب است * براى مصلحتى راست در دل نجّار ازين سبب همه شرّ طريق حق ، خير است * كه عافيت بنمايد صفاش آخر كار « 1 » 316 / 13
رزقنا اللّه بقضائه و الصّبر على بلائه و ادرجنا فى سلك اوليائه و الحمد للّه على تواتر آلائه و الصّلاة على خير اصفيائه و صفوة انبيائه .
هامش
( 1 ) . غلطها اصلاح شد . ر . ك : حواشى .