بيچارهء پرنياز به عبادت خداوند چارهساز با هزار ضراعت « 1 » و اهتزاز اشتغال نمود ، چون فارغ شد صيحه و آوازى پيدا شد . عيسى ، عليه السّلام ، گفت : اين چه آوازست ؟ گفتند :
اين نامراد مبتلا پسركى « 2 » داشت به ما سپرده بود و ما به محافظت و تعهّد او قيام مىنموديم ناگاه گرگ درآمد و آن كودك را بخورد . عيسى ، عليه السّلام ، اين صدّيقهء صابره را از آن حال خبر داد . گفت : « الحمد للّه الّذى دفع عنّى مؤونة تحصينه و كفّ عنّى مشقّة جهيزه » . « 3 » عيسى ، عليه السّلام ، گفت : يا امة اللّه تو را بشارت باد كه خداى ، تعالى ، به بركت كمال رضاى تو به قضاى او ، او را بيامرزيد و تو را در بهشت رفيق من خواهد گردانيد ، گفت : عيسى پيغامبرى ؟ گفت : آرى عيسىام . زن چون اين بشنيد نعرهاى زد و شهقهاى برآورد و جان به حق تسليم كرد . عيسى ، عليه السّلام ، به تجهيز و تكفين او قيام نمود ، گفت : « طوبى لها سبقت عنّى الى الجنّة . »
عزيزى با خون دل آغشته ، روزى با گويى سرگشته ، گوى سخنرانى در ميدان فصاحت انداخت و اسب همّت از براى احراز قصبات سبق در مضمار بلاغت تاخت و به چوگان بيان گوى [ صنايع ] « 4 » بديعه از اقران در مىربود و حديثى با گوى مىگفت و مىشنود [ كه ] چرا طلب كار زخم چوگانى و ازچهرو سرگشته و حيرانى و هرگاه كه بلاى زخمى از چوگان بر جان تو آيد چرا چون ارباب شوق و اصحاب ذوق رقص و حالت از تو بيشتر به ظهور پيوندد و بعد از قطع اندكى از مسافت بىهيچ احتراز و مخالفت چرا از براى تمنّاى زخمى ديگر توقّف نمايى ؟ گوى از اين سخن برآشفت و با مرد سخنگوى گفت : از آن روى كه تو را نظر بر آلت است ، دلت را غفلتى از ذوق آن حالت است و چون مرا دل از دلدار خويش آگه است يقين مىداند كه چوگان به دست شه است و چون حركت چوگان از دست اوست لا جرم زخم چوگان غير زخم دوست نباشد پس مرا در غم چوگان قضاى شاه به غير از تسليم و رضا راه نيست ، ليك هر بىدرد از اين آگاه نيست . آرى بزرگان دين و پيشوايان اهل يقين گفتهاند و درّ اسرار اين معانى
هامش
( 1 ) . نسخه : مراعت كه مناسب نيست .
( 2 ) . نسخه : « پسركى » است و ضمائر هم در عبارت عربى كه دو سطر بعد از آن آمده با « پسركى » مناسب است ولى در حكايت مشابه آنكه در حواشى نقل شده « دختركى » آمده .
( 3 ) . عبارت نسخه چنين است . . . دفع عن هونه به حصينه و كف ن مشقه جهره .
( 4 ) . اين كلمه در نسخه نيست ولى در جاى ديگر « گوى صنايع بديعه » آورده ر . ك : ص 323 .