تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
گفت : حال بر آن موجب است كه معلوم است همچنان متوارى شو و از مردم روى پنهان دار . فضل را ايمن گردانيد و از خانه رخصت بيرون آمدن داد ؛ فضل چون از آنجا بيرون رفت ، گفت : در اين نزديكى بازرگانى هست و در ايّام دولت در اهتمام و تربيت من بوده است ، صواب آن است كه در او گريزم و به ذيل مرحمت او درآويزم . روى به خانهء او نهاد ، چون به در خانه رسيد بازرگان از خانه بيرون مىآمد ، فضل را ديد بشناخت و ترحيب كرد و به خانه برد و بنشاند و بعد از آن بيرون آمد و به دار الخلافه رفت و بشارت داد كه فضل در خانهء من است ، شاهك بفرستاد و فضل را حاضر گردانيد ، چون فضل را چشم بر تخت مأمون افتاد سر بر زمين نهاد و سلام كرد و دل را از جان برداشت . مأمون شكر حق ، تعالى ، به جاى آورد و جواب سلام باز داد . بعد از آن فضل را گفت : بيا و هر حال كه از اوّل آن روز كه متوارى شده‌اى و تا امروز بر تو جارى شده تمامت به راستى بگو . فضل آغاز فصلى كرد و از احوال گذشته مىگفت ، چون سخن به حكايت پيرزن و انگشترى رسيد مأمون خازن را گفت : هزار دينار پيش آن پيرزن ببر و بگوى گروگان بستان و چون به حكايت شاهك برسيد خوش‌خويى و لطف و مروّت و ميهمان‌دارى او تقرير كرد ، گفت : اگر نه بدين صفت موصوف نبودى سزاوار وزارت و مستحقّ تربيت ما نگشتى و به حديث بازرگان رسيد ، گفت : او را از شهر بيرون كنيد كه لئيم بدعهد را در ملك ما كار نيست . بعد از آن فضل را بنواخت و ايمن گردانيد و مدّتى مديد در كنف دولت مأمون به امن و رفاهيّت روزگار گذرانيد و چون خليفه را حسن سيرت و لطف سريرت شاهك ظاهر شد درجهء او را رفيع‌تر ساخت و به انواع عاطفش بنواخت و مقاليد جميع احكام به دست شهامت و كنف كفايت او سپرد . پس بر ذمّهء همّت پادشاه واجب است كه چون وزيرى بدين صفات حميده آراسته و نديمى بدين سمات پسنديدهء پيراسته يابد ، بايد كه على الدّوام از كيفيّات احوال كافّهء انام مخبر « 1 » باشد و سعى جميل مبذول دارد تا صالح از فاسد و رايج از كاسد ممتاز گردد و اختلاف طبقات و تفاوت درجات خلايق كه مظاهر صفات خلايق‌اند متبيّن شود تا تواند كه دقيقهء « انزل النّاس منازلهم » به كمال دانش خويش مرعى دارد و سادات را كه ثمر شجر رسالت و درّ درياى نبوّت‌اند « 2 » 295 / 25 موقّر و مكرّم و معظّم و محترم دارد و شرط استماع « 3 »
هامش
( 1 ) . نسخه : مستجر مخبر به صيغه مفعول به معنى خبر داده شده . ( 2 ) . ر . ك : حواشى . ( 3 ) . نسخه : اجتماع .